آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٣٨٩ - عجب
يعنى موجب ايجاد غرور و خودپسندى در تو گردد.
و فرمود:
٦٠٧- «لا حسب اعظم من التّواضع، و لا وحدة اوحش من العجب»
. يعنى: «هيچ اصل و تبارى بزرگتر از تواضع نيست و هيچ تنهايى، وحشتناكتر از عجب نمىباشد»[١].
از امام صادق- ٧- از پيامبر اكرم- ٦ و سلّم- نقل شده است كه فرمود:
٦٠٨- «اوحى اللَّه تعالى الى داود: يا داود، بشّر المذنبين، و انذر الصّدّيقين، قال: كيف ابشّر المذنبين و انذر الصّدّيقين؟ قال: يا داود، بشّر المذنبين بأنّي اقبل التّوبة، و اعفو عن الذّنب، و انذر الصّدّيقين ان لا يعجبوا باعمالهم فانّه ليس عبد يتعجّب بالحسنات الّا هلك»
. يعنى: «خداوند متعال بر حضرت داود وحى فرستاد كه: اى داود! به گنهكاران بشارت بده و صديقين را انذار نما. گفت: چگونه گنهكاران را بشارت و صديقين را بيم دهم؟ فرمود: به گنهكاران بشارت بده كه من توبه را مىپذيرم و از گناه در مىگذرم. و صديقين را بيم بده كه مبادا به خاطر اعمالشان مغرور شوند كه هرگز بندهاى به حسناتش مغرور نشد مگر آنكه هلاك و نابود گرديد».
در روايت ديگر آمده است:
- «فانّه ليس عبد ناقشته الحسنات الّا هلك».
يعنى: «هرگز بندهاى حسنات خود را تا آخر، محاسبه نكرد مگر آنكه هلاك گرديد».
[١] - انسان خودپسند چون فقط از خود راضى است و از ديگران ناراضى، لذا هميشه احساس تنهايى مىكند اگر چه جسمش در ميان ديگر انسانها باشد.