آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٣٨٢ - درمان علمى ريا
«عبيد بن زرارة» از امام صادق- ٧- روايت كرده است كه فرمود:
٥٨٨- «ما من مؤمن الّا و قد جعل اللَّه له من ايمانه انسا يسكن عليه حتّى لو كان على قلّة جبل لم يستوحش
». يعنى: «هيچ مؤمنى نيست مگر آنكه خداوند سبحان از ايمان او انس و الفتى برايش قرار مىدهد تا در كنار آن، آرام گيرد كه حتى اگر بر قلّه كوهى هم باشد، وحشت نكند».
«حلبى» از امام صادق- ٧- روايت كرده است كه فرمود:
٥٨٩- «خالط النّاس تخبرهم و متى تخبرهم تقلهم»
. يعنى: «با مردم در آميز تا آنان را آزمايش كنى و چون آزمايششان كردى، آنان را دشمن خواهى داشت».
از امام حسن عسكرى- ٧- روايت است كه فرمود:
٥٩٠- «الوحشة من النّاس على قدر الفطنة بهم»
. يعنى: «وحشت از مردم به اندازه درك آنان است».
«كعب الاحبار» روايت كرده است كه خداوند متعال به پيامبرى فرمود:
٥٩١- «ان اردت لقائى غدا في حظيرة القدس فكن في الدّنيا غريبا فريدا وحيدا محزونا مستوحشا كالطّير الوحدانىّ الّذى يطير في الارض المقفرة و يأكل من رؤوس الاشجار المثمرة، فاذا كان الليل اوى الى وكره و لم يكن مع الطّير الّا استئناسا بى و استيحاشا من النّاس»
. يعنى: «اگر مىخواهى فرداى قيامت مرا در بهشت ملاقات كنى، بايد در دنيا غريب، تنها، محزون و وحشت زده باشى، چون پرنده تنهايى كه در سرزمينهاى خالى (و بىسكنه) به تنهايى پرواز مىكند و از بالاى درختان ميوهدار، مىخورد و چون شب فرا رسيد، در آشيانه خود مأوى مىگيرد كه اين پرنده فقط با من مأنوس و از مردم وحشت زده است».