آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٣٦٨ - تنبيه دوم
بىميل باشى. و نيز فكر كنى كه روز قيامت به عمل خود، احتياج دارى و نيز نعمتهاى آخرت را در نظر بياورى.
بنا بر اين، نبايد عمل را ترك كنى، چون هر آفتى كه هست، در ترك عمل است، اين عمل است كه شيطان، را طرد كرده، موجب خشوع مىشود، نفس را نشاط داده او را به كار كردن براى آخرت تشويق مىنمايد، اما ترك عمل، آثارش درست بر ضد اينهاست.
در اينجا ممكن است اشكالى به ذهنت بيايد و آن اينكه:
بسيارى از كارهاى نيك مانند دعا را ترك مىكنم، چون نمىتوانم آنها را از روى اخلاص حقيقى انجام بدهم، بنا بر آنچه در معناى «اخلاص» از حضرت رسول- ٦- گذشت كه فرمود:
- «ما بلغ عبد حقيقة الاخلاص حتّى لا يحبّ ان يحمد على شيء من عمل اللَّه»
[١].
يعنى: «هرگز بندهاى به باطن و حقيقت اخلاص نمىرسد، مگر آنكه دوست نداشته باشد در برابر عملى كه براى خدا انجام داده، او را ستايش كنند».
چه بسا انسان، عملى را مخلصا للَّه انجام مىدهد ولى اگر مردم آن را بفهمند، صاحبش را حمد و ثنا كنند و او هم از اين كار مردم خوشحال شود كه جز افرادى اندك، كسى از اين حالت جدا نيست.
و نيز گاهى اوقات، انسان نماز و دعايش خالص براى خداوند سبحان است، اما اگر كسى از كار او مطلع گردد، خوشحال مىشود و شما هم گفتيد كه ريا نه تنها موجب نابودى ثواب مىگردد، بلكه خود عذابى دردناك را در پى دارد.
مفسرين قرآن كريم از «سعيد بن جبير» روايت كردهاند كه گفته است: مردى نزد پيامبر اكرم- ٦- آمد و گفت:
[١] - در حديث ٥٦٦ گذشت.