آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٣٤٠ - نصيحت
«الدّجى و قد مثّلت نفسى بين اعينهم يخاطبونى و قد جلّيت عن المشاهدة و تكلّمونى و قد عززت عن الحضور. يا ابن عمران، هب لى من عينيك الدّموع و من قلبك الخشوع و من بدنك الخضوع ثمّ ادعنى في ظلم الليالى تجدنى قريبا مجيبا»
. يعنى: «از جمله چيزهايى كه خداوند متعال بر موسى بن عمران وحى كرد اين بود: دروغ مىگويد كسى كه گمان مىكند مرا دوست دارد، اما وقتى كه شب او را فرا گرفت، مىخوابد. اى فرزند عمران! چه خوب مىشد اگر مىديدى افرادى را كه در تاريكيها براى من به نماز مىايستند در حالى كه خود را در برابر چشمهايشان تمثل دادهام، با اينكه مقام من رفيع است، اما آنان به صورت شهود با من خطاب مىكنند و با اينكه من عزّت دارم اما آنان به صورت حضورى با من گفتگو مىنمايند. اى فرزند عمران! به من از چشمانت اشك، از قلبت خشوع و از بدنت خضوع بده، آنگاه مرا در تاريكهاى شب بخوان تا مرا نزديك اجابتكننده بيابى».
از «على بن محمد نوفلى» نقل است كه گويد شنيدم آن حضرت مىفرمود:
٥٤٤- «انّ العبد ليقوم في الليل فيميل به النّعاس يمينا و شمالا و قد وقع ذقنه على صدره فيأمر اللَّه ابواب السّماء فتفتح ثمّ يقول للملائكة: انظروا الى عبدى ما يصيبه من التّقرّب الىّ بما لم افترضه عليه راجيا منّى ثلاث خصال: ذنبا اغفر له او توبة اجدّدها له او رزقا ازيده فيه، اشهدوا يا ملائكتى انّى قد جمعتهنّ له»
. يعنى: «بندهاى براى نماز شب بر مىخيزد، ولى چرت او را به چپ و راست متمايل مىكند و چانهاش بر سينه مىافتد، در اين حال ذات اقدس الهى فرمان مىدهد كه درهاى آسمان گشوده شود، آنگاه به ملائكه مىگويد: نظر به بنده من كنيد كه در راه چيزى كه بر او واجبش نكردهام، چه مصيبتها مىكشد؟ او از من سه اميد دارد: گناهش را ببخشم، توبهاش را تجديد كنم و روزىاش را زياد نمايم. اى ملائكه من! شاهد باشيد كه من هر سه را به او دادم».