آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٣١٥ - بر آوردن حاجات مؤمن
فرمود:
٥١٣- «واها يا حسين! أ تذلّ المؤمنين؟»
. يعنى: «واى بر تو اى حسين! آيا مؤمنين را ذليل مىكنى؟).
گفتم: از اين عمل به خدا پناه مىبرم فرمود:
- «بلغنى انّك كنت تذبح لهم في كلّ منزل شاة؟»
. يعنى: به من خبر دادند كه تو در هر منزلى، گوسفندى براى همراهانت ذبح مىكنى؟».
گفتم: مولاى من! به خدا قسم از اين كارم هدفى جز رضاى خداى تعالى نداشتم فرمود:
- «اما كنت ترى انّ فيهم من يحبّ ان يفعل مثل فعالك فلا يبلغ مقدرته ذلك فتتقاصر اليه نفسه؟».
يعنى: «آيا نمىبينى كه در بين اينان ممكن است فردى باشد كه بخواهد مانند تو عمل كند ولى پولش را ندارد، در نتيجه خرد و كوچك مىشود؟».
عرض كردم: يا ابن رسول اللَّه!- كه درود خدا بر او و آلش و بر تو باد- استغفار مىكنم و ديگر اين عمل را انجام نخواهم داد.
فرمود:
- «لا تزال امّتى بخير ما تحابّوا و ادّوا الامانة و اتوا الزّكاة و اذا لم يفعلوا ابتلوا بالقحط و السّنين، و سيأتى على امّتى زمان تخبث فيه سرائرهم، و تحسن فيه علانيتهم، طمعا في الدّنيا، يكون عملهم رياء لا يخالطهم خوف ان يعمّهم اللَّه ببلاء فيدعونه دعاء الغريق فلا يستجيب لهم»
. يعنى: «امت من در مسير خيرند تا وقتى كه همديگر را دوست داشته، امانت را ادا كرده و زكات را پرداخته باشند كه اگر چنين نكنند، به قحطى و خشكسالى مبتلا مىگردند. بزودى بر امت من زمانى فرا خواهد رسيد كه به خاطر طمع در دنيا، باطنشان پليد و ظاهرشان نيكو مىگردد، عملشان رياست و هرگز نمىترسند كه خداوند متعال بلايى عمومى و فراگير نازل كند كه در آن حال، مردم همانند انسان غريق او را بخوانند ولى اجابتشان نكند».