آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٢٥١ - رجا و اميدوارى به رحمت حق
يعنى: « (منافقين و مشركين) بر خدا گمان بد دارند و (بدين سبب) بدى برگردشان حلقه زد و خداوند نيز بر آنان خشم گرفت».
در روايت آمده است كه:
٣٨٠- «انّ اللَّه تعالى اذا حاسب الخلق يبقى رجل قد فضلت سيّئاته على حسناته فتأخذه الملائكة الى النّار و هو يلتفت فيأمر اللَّه تعالى بردّه فيقول له: لم تلتفت- و هو اعلم به-؟ فيقول: يا ربّ، ما كان هذا حسن ظنّى بك، فيقول اللَّه تعالى: ملائكتى و عزّتى و جلالى ما احسن ظنّه بى يوما و لكن انطلقوا به الى الجنّة لادّعائه حسن الظّنّ بى»
. يعنى: «خداوند متعال حساب خلق را كه رسيد، يك نفر باقى مىماند كه سيئاتش بر حسناتش فزونى دارد، ملائكه او را مىگيرند تا به سوى آتش ببرند در حالى كه او پشت سر خود را نگاه مىكند، در اين هنگام خداوند متعال فرمان مىدهد او را برگردانند آنگاه به او مىگويد: چرا پشت سر خود را نگاه كردى؟- البته ذات اقدس الهى خود علت آن را مىداند- آن فرد مىگويد: خدايا! گمان نيكوى من به تو اين نبود (كه مرا به آتش بسوزانى)، در اينجا خداوند سبحان مىفرمايد:
ملائكه من، به عزت و جلالم سوگند! اين بنده حتى يك روز هم به من حسن ظن نداشت، اما او را به بهشت ببريد، چون ادعا كرد كه به من حسن ظنّ دارد».
«عطاء بن يسار» مىگويد: امير المؤمنين- عليه افضل صلوات المصلّين- فرمود:
٣٨١- «يوقف العبد يوم القيامة بين يدى اللَّه سبحانه و تعالى فيقول: قيسوا بين نعمتى عليه و بين عمله، فيستغرق النّعم العمل، فيقول اللَّه: و قد وهبت له نعمتى له فقيسوا بين الخير و الشّرّ، فان استوى العملان اذهب اللَّه تعالى الشّر بالخير و ادخله الجنّة، و ان كان له فضل اعطاه اللَّه بفضله، و ان كان عليه فضل و هو من اهل التّقوى لم يشرك باللَّه تعالى و اتّقى الشّرك فهو من اهل المغفرة يغفر له ربّه برحمته و يدخله الجنّة ان شاء بعفوه»
.