آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ١٦٨ - نكوهش درخواست از ديگران
حضرت صادق- ٧- فرمود:
٢٤٤- يكى از اصحاب رسول اللَّه- ٦- دست تنگ شد، همسرش گفت: نزد پيامبر- ٦- برو و از او حاجتت را طلب كن، آن مرد نزد حضرت آمده شنيد كه پيامبر اكرم مىفرمايد:
- «من سالنا اعطيناه، و من استغنى اغناه اللَّه»
. يعنى: «هر كه از ما طلب كند او مىدهيم، ولى كسى كه اظهار نياز نكند، خداوند او را بىنياز مىسازد».
آن مرد با خود گفت: حتما مقصود حضرت من بودم. آنگاه به سوى همسرش بازگشت و ماجرا را به اطلاعش رساند. زن گفت: رسول اللَّه- ٦ و سلّم- بشرى است مانند ديگران (از حال تو چه خبر دارد) برو و وضع خودت را براى او بگو. آن مرد مجددا نزد حضرت آمد، چون رسول حق- ٦- او را ديد، همان جمله سابق را بيان فرمود.
اين مرد، رفت و آمد، تا سه مرتبه اين كار تكرار گرديد و آن مرد كه صحنه را اين چنين ديد رفت و تبرى به عاريه گرفت و به طرف كوه روانه گرديد، از كوه بالا رفت و قدرى هيزم جمع كرده به شهر آورد و به اندازه پنج سير آرد، آن را فروخت.
روز بعد مجددا به طرف كوه رفت، اين بار هيزم بيشترى آورد و فروخت، همين كار را تكرار كرد تا اينكه تبرى خريد، پس از گذشت مدتى، دو شتر و يك برده نيز خريدارى نمود تا اينكه داراييش زياد شد و روزگارش رو به راه گرديد، سپس نزد رسول خدا- ٦- آمد، ماجراى خود را به اطلاع حضرت رساند كه چگونه قصد ابراز نياز به محضر حضرت را داشت و از ايشان چه شنيد.
حضرت فرمود: من كه به تو گفتم هر كه از ما طلب كند به او مىدهيم ولى كسى كه اظهار نياز نكند، خداوند او را بىنياز مىسازد.