آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ١٦٠ - فضيلت توكل و معناى آن
«قلت: يا جبرئيل، فما تفسير الزّهد؟ قال: الزّاهد يحبّ ما يحبّ خالقه، و يبغض ما يبغض خالقه، و يتحرّج من حلال الدّنيا، و لا يلتفت الى حرامها، فانّ حلالها حساب و حرامها عقاب، و يرحم جميع المسلمين كما يرحم نفسه، و يتحرّج من الكلام فيما لا يعنيه كما يتحرّج من الحرام، و يتحرّج من كثرة الاكل كما يتحرّج من الميتة الّتى قد اشتدّ نتنها، و يتحرّج من حطام الدّنيا و زينتها كما يتجنّب النّار ان يغشاها و ان يقصر اماله و كان بين عينيه اجله».
- «گفتم: اى جبرئيل! تفسير «زهد» چيست؟ گفت: زاهد، دوست دارد هر آنچه را كه خالقش دوست دارد و بد دارد هر آنچه را كه خالقش بد دارد. از حلال دنيا دورى مىكند و توجهى به حرامش ندارد، چون حلالش حساب دارد و حرامش عقاب. بر هر مسلمانى ترحم مىورزد آنچنان كه بر خود ترحم مىكند، همان طور كه از حرام پرهيز دارد از سخنان بيهوده و بىفايده نيز دورى مىكند. از پرخورى پرهيز مىنمايد چنان كه از مردارى كه بوى گندش شدّت يافته، دورى مىكند. از نعمتها و زينتهاى دنيا دورى دارد آنچنان كه از فرا گرفتن آتش، دورى مىورزد. آرزوهايش كوتاه و مرگ در برابر چشمانش حاضر است».
- «قلت: يا جبرئيل، فما تفسير الاخلاص؟ قال: المخلص الّذى لا يسأل النّاس شيئا حتّى يجد، و اذا وجد رضى، و اذا بقى عنده شيء اعطاه للَّه، فان لم يسأل المخلوق فقد اقرّ للَّه بالعبوديّة، و اذا وجد فرضى فهو عن اللَّه راض، و اللَّه تبارك و تعالى عنه راض، و اذا اعطاه للَّه فهو جدير به»
.- «گفتم: اى جبرئيل! تفسير «اخلاص» چيست؟ گفت: مخلص، كسى است كه از مردم چيزى طلب نمىكند تا آنكه خودش آن را بيابد و وقتى كه يافت، بدان راضى است و اگر نزدش چيزى اضافه آمد، در راه خدا مىدهد. درخواست نكردن او از ديگران، خود اقرارى است به بندگى خدا و وقتى چيزى يافت، بدان راضى مىگردد (و از كم يا زيادش شكايت نمىكند) هم او از خدا راضى است هم خدا از او. بخشيدنش در حالى است كه خود بدان نيازمندتر و سزاوارتر است».