ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٥ - بيان عقيده غلات و مفوضه
سپس آن حضرت بمن توجه كرد و فرمود: پسر اشيم! خداى عز و جل امر را بسليمان بن داود واگذار كرد و فرمود «اينست عطاء ما خواهى ببخش يا نگهدار، حسابى بر تو نيست- ٤٠ سوره ٣٨-» و بپيغمبرش صلّى اللَّه عليه و آله واگذار كرد و فرمود: «آنچه را رسول براى شما آورده بگيريد و از آنچه منعتان كرده باز ايستيد- ٧ سوره ٥٩-» و آنچه برسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله واگذار نموده، بما واگذار كرده است.
توضيح
- علامه مجلسى (ره) در اينجا روايت ديگرى هم ذكر ميكند كه خود موسى بن اشيم هم ابتدا همان سؤال را از امام كرده است و جوابى مخالف دو جواب ديگر شنيده است، از اين جهت در آخر گفت «بر خلاف آنچه بمن و دو رفيقم گفته بود» ولى مطابق اين روايت بايد بگوئيم شنيدن خودش را هم بحساب آورده است. (براى توضيح بيشتر بحديث ٥٤٠ مراجعه شود).
٣-
زرارة گويد: من از امام باقر و امام صادق عليهما السلام شنيدم كه ميفرمودند: خداى عز و جل امر خلقش را بپيغمبرش واگذار فرمود، تا ببيند چگونه اطاعت ميكنند (پيغمبرش را و چون اطاعت پيغمبر بر نفوس مردم دشوارتر از اطاعت خدا است اجرش بيشتر است- مرآت-) سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «آنچه را رسول براى شما آورده بگيريد و از آنچه منعتان كرده باز ايستيد- ٧ سوره ٥٩-».
٤-
فضيل بن يسار گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام ببعضى از اصحاب قيس ماصر ميفرمود: همانا خداى عز و جل پيغمبرش را تربيت كرد و نيكو تربيت كرد، چون تربيت او را تكميل نمود، فرمود: «تو بر خلق عظيمى استوارى- ٤ سوره ٦٨-» سپس امر دين و امت را باو واگذار فرمود تا سياست بندگانش را بعهده گيرد، سپس فرمود: «آنچه را رسول براى شما آورده بگيريد و از آنچه شما را نهى كرده باز- ايستيد- ٧ سوره ٥٩-»