ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٩٥ - زندگانى ابو الحسن موسى بن جعفر عليهما السلام
موسى بن جعفر عليه السلام فرمود: خدا را چند نامست كه (دعا كردن بوسيله آنها) برنميگردد (و حتما مستجاب مىشود؟) گفت: آن نامها بسيار است و اما آنچه حتمى است و دعاكننده را رد نميكند هفت نام است.
امام عليه السلام فرمود: آنچه را از آنها يادت هست بمن بگو، راهب گفت: نه، بحق خدائى كه تورات را بر موسى نازل كرد و عيسى را مايه پند گرفتن جهانيان (نسبت بكمال قدرت خود) و آزمايش سپاسگزارى خردمندان قرار داد و محمد را بركت و رحمت ساخت و على عليه السلام را مايه پند و بصيرت نمود و اوصياء را از نسل او و نسل محمد مقرر داشت كه من نميدانم و اگر ميدانستم بسخن شما محتاج نبودم و نزد شما نمىآمدم و از شما نميپرسيدم.
امام كاظم عليه السلام فرمود: بداستان مرد هندى باز گرد، راهب گفت: من اين نامها را شنيدهام ولى حقيقت و تفسيرش را نميدانم و نيز نميدانم آنها كدامست و چگونه ميباشد و دعا كردن با آنها چگونه است پس براه افتادم تا بسبذان هند رسيدم و نشانى آن مرد را پرسيدم. بمن گفتند: او در كوهى صومعهاى ساخته و در سال جز دو بار بيرون نيايد و ديده نشود و هنديان عقيده دارند كه خدا براى او در صومعهاش چشمهاى شكافته و ايجاد كرده و بدون شخم و بذر افشانى براى او كاشته شود و محصول دهد.
من در خانه او رفتم و سه روز آنجا بودم، نه در را كوبيدم و نه دستى بآن زدم، روز چهارم خدا در را گشود، زيرا گاوى كه هيزم بار داشت و پستانش از بسيارى شير كشيده ميشد و نزديك بود جارى شود، بيامد و در را فشار داد، در باز شد و من پشت سرش وارد شدم، آن مرد را ديدم ايستاده بآسمان مينگرد و ميگريد