ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢١٦ - زمانى كه امام ميفهمد امر امامت باو رسيده است
آنچه بمن خبر دهى باحدى از مردم نميگويم و از او در باره پدرش پرسيدم كه آيا زنده است يا وفات كرده؟
فرمود: بخدا وفات كرده است، عرضكردم: قربانت، شيعيان شما روايت ميكنند كه سنت چهار پيغمبر در باره اوست. فرمود: سوگند بخدائى كه جز او شايسته پرستشى نيست، پدرم هلاك يافت، عرضكردم: هلاك غيبت يا هلاك مرگ؟ فرمود: هلاك مرگ، عرضكردم: شايد از من تقيه ميكنى؟ فرمود: سبحان اللَّه! عرضكردم: بشما وصيت كرده است؟ فرمود: آرى، عرضكردم: كسى را با شما در وصيت شريك كرد؟
فرمود: نه، عرضكردم: هيچ يك از برادرانت امام شما هست؟ فرمود: نه، عرض كردم: پس شما اماميد؟ فرمود: آرى.
شرح
- گويا مراد بسنت چهار پيغمبر روايتىست كه شيخ صدوق در اكمال الدين از امام باقر عليه السلام نقل كرده و حاصلش اينست: صاحب الامر را چهار سنت از چهار پيغمبر است: ١- ترس و انتظار از موسى عليه السلام. ٢- زندان و غيبت از يوسف عليه السلام. ٣- گفته مردم كه او مرده است و نمرده باشد از عيسى عليه السلام. ٤- قيام بشمشير از محمد صلّى اللَّه عليه و آله.
و چون واقفيه گمان كرده بودند كه موسى بن جعفر همان صاحب الامر قائمست، راوى سخن آنها را براى حضرت نقل ميكند و چون در كلام حضرت احتمال تقيه و توريه ميدهد، مقصود خود را چند مرتبه بعبارات مختلف سؤال ميكند، تا بالاخره با صراحت تمام مطلب برايش روشن مىشود. ولى مناسبت اين روايت با عنوان باب خالى از تكلف نيست.
٢-
على بن اسباط گويد: بامام رضا عليه السلام عرضكردم، مردى بسوى برادرت ابراهيم متوجه شده [او را گول زده] و باو گفته پدرت زنده است و شما هم آنچه را او ميداند، ميدانيد (شما هم پدر خود را زنده ميدانيد) فرمود: سبحان اللَّه!! رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله ميميرد و موسى نميميرد؟! بخدا محققا موسى درگذشت، چنانچه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله درگذشت، و لكن خداى تبارك و تعالى از زمانى كه پيغمبرش صلّى اللَّه عليه و آله را قبض روح فرموده- بيا و بكش- تا هميشه، اين دين را بعجمزادگان