ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٩ - روحى كه خدا ائمه را بآن استوار ميسازد
هر چه طلب شود، بدست آيد (پس همراهى اين روح با پيغمبر و امامان فضلى است از خداى تعالى كه بهر كس خواهد عطا كند، و با طلب و كوشش بدست نيايد).
شرح
- در باره روحى كه در اين آيه، مورد سؤال واقع شده اختلافست يك قول اينست كه يهود در كتاب تورات خود ديده بودند كه از پيغمبر (ص) در باره هر چه بپرسند جوابگويد، ولى در باره روح كه سؤال كنند، جواب نگويد، لذا آنها بقريش گفتند: شما از محمد در باره روح بپرسيد، اگر جواب صريح داد، بدانيد كه او پيغمبر نيست و اگر بخدا واگذار كرد، او پيغمبر است.
٥-
ابو حمزه گويد: از امام صادق عليه السلام راجع بعلم امام پرسيدم، كه آيا امام آن علم را از دهان رجال علم فرا ميگيرد يا آنكه نزد شما كتابيست كه آن را ميخوانيد و فرا ميگيريد؟ فرمود: اين مطلب از آنچه تو گفتى بزرگتر و استوارتر است، مگر نشنيدهئى قول خداى عز و جل را: «و همچنين روحى از امر خود بتو وحى كرديم، و تو نميدانستى كه كتاب و ايمان چيست- ٥٢ سوره ٤٢-».
سپس فرمود: اصحاب شما در باره اين آيه چه ميگويند؟ آيا اقرار دارند كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله در حالى بود كه كتاب و ايمان نمىدانست؟ عرضكردم: قربانت گردم، نميدانم چه ميگويند فرمود: آرى در حالى بسر ميبرد كه نميدانست كتاب و ايمان چيست، تا آنكه خداى تعالى روحى را كه در كتابش ذكر ميكند مبعوث كرد، و چون آن را بسوى او وحى فرمود: بسبب آن علم و فهم آموخت، و آن همان روحست كه خداى تعالى بهر كه خواهد عطا كند، و چون آن را به بندهئى عطا فرمايد، باو فهم آموزد.
٦-
سعد اسكاف (كفاش) گويد: مردى خدمت امير المؤمنين عليه السلام آمد و در باره روح پرسيد كه آيا او