ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٧٨ - اشاره و نص بر ابى جعفر (امام باقر) عليه السلام
عليهما السلام فرا رسد، زنبيلى يا صندوقى را كه نزد او بود، بيرون آورد و فرمود: اى محمد: اين صندوق را ببر، پس آن را در ميان چهار تن (كه چهار طرفش را گرفته بودند) بردند، چون آن حضرت وفات كرد، برادران امام باقر آمدند و ادعا كردند كه از آنچه در ميان صندوق بود، بهره ما را بده. فرمود: بخدا كه از بهره شما چيزى در آن نبود، اگر از بهره شما چيزى در آن ميبود، پدرم آن را بمن نميداد، در آن صندوق سلاح و كتب رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بود (كه از علائم و مختصات امام عليه السلام است).
٢-
عيسى بن عبد اللَّه از جدش نقل كند كه على بن الحسين عليهما السلام در حال احتضار كه تمام اولادش گردش بودند، بآنها متوجه شد، آنگاه بمحمد بن على رو كرد و فرمود: اى محمد! اين صندوق را بخانه خود بر، سپس گويد: ولى در آن صندوق درهم و دينار نبود، بلكه پر از علم و دانش بود.
٣-
ابن ابى العلاء گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام ميفرمود: عمر بن عبد العزيز بابن حزم (كه گويا والى او در مدينه بوده) نوشت كه صدقه (يعنى دفتر موقوفات و صدقات- مجلسى (ره)-) على و عمر و عثمان را براى او بفرستد، ابن حزم هم شخصى را نزد زيد بن حسن كه بزرگترين اولاد على بود فرستاد تا آن را مطالبه كند. زيد گفت: حاكم [متولى] بعد از على حسن بود و پس از حسن حسين و بعد از حسين بن على بن الحسين و پس از على بن الحسين محمد بن على است، از او مطالبه كن، ابن حزم نزد پدرم فرستاد، پدرم مرا فرستاد