ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤٩٣
مخصوصى را از جانب خود براى آنها بمقدار بىنيازيشان مقرر فرمود تا در معرض خوارى و درويشى قرار نگيرند ولى دادن صدقات بعضى از آنها ببعض ديگر باكى ندارد (زكاة سادات بسادات ميرسد).
و اين اشخاص كه خدا خمس را برايشان مقرر فرموده همان خويشان پيغمبرند صلّى اللَّه عليه و آله كه خدا از آنها ياد نموده و فرموده: «خويشان نزديك خود را بيم ده- ٢١٤ سوره ٢٦-» و ايشان خود فرزندان عبد المطلب هستند از زن و مرد (نه دوستان و وابستگان بآنها) و هيچ كس ديگر از خاندان قريش و احدى ديگر از عرب داخل آنها نيست و وابستگان بفرزندان عبد المطلب (چه آزاد شده آنها باشند و چه هم سوگند با ايشان) در گرفتن خمس داخل در آنها و يا در حكم آنها نيستند و صدقات مردم براى آنها حلال است و آنها با مردم ديگر برابرند. و كسى كه مادرش از بنى هاشم و پدرش از سائر قريش (يا ساير مسلمين) باشد، صدقات براى او حلال است و از خمس بهرهئى ندارد، زيرا خداى تعالى ميفرمايد: «آنها را بپدرانشان نسبت دهيد ٦ سوره ٣٣-».
و برگزيده اموال غنيمت از امامست و حق دارد برگزيده اين اموال را براى خود بردارد: مانند كنيز زيبا، مركوب زيبا، لباس و كالائى كه دوست دارد و ميخواهد. اين اموال پيش از تقسيم و پيش از اخراج خمس از آن او است، و او ميتواند اين اموال را بمصرف مخارجى كه براى او پيش مىآيد مانند بخشيدن به الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ و پيش آمدهاى ديگر برساند، اگر پس از آن چيزى باقى ماند، خمسش را خارج كرده ميان اهل خمس تقسيم شود و بقيه (٥/ ٤ ديگر) ميان مباشرين جنگ تقسيم شود. و اگر پس از تأمين مخارج چيزى نماند، ايشان حقى ندارند. و جنگجويان از زمين و آنچه بر آن غلبه كردهاند حقى ندارند، مگر مقدارى را كه بتصرف لشكر درآمده (و در ميدان جنگ بر آن دست يافتهاند) و باديهنشينان عرب هم سهمى ندارند