ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤٩٠
خويشان او و يتيمان و بىچيزان و در راه ماندگانست- ٤٢ سوره ٨-» پس فىء از آن خدا و پيغمبر و خويشان پيغمبر است. اينست بيان فىء كه برگشت ميكند. و برگشتش از اين جهت است كه در دست ديگران بوده و بزور شمشير از آنها گرفته شده.
و اما آنچه بدون تاختن اسب و شتر (يعنى بدون جنگ) بآنها برگردد، أنفال است كه مخصوص خدا و پيغمبر است و هيچ كس در آن شريك نيست. شركت تنها در چيزيست كه روى آن جنگ شده و كشته دادهاند كه براى جنگجويان چهار سهم از آن غنيمتها مقرر گرديده و براى پيغمبر يك سهم و پيغمبر سهم خود را شش بخش مىكند: سه بخش آن از خود اوست و سه بخش ديگرش از آن يتيمان و بىچيزان و در راه ماندگانست.
و اما انفال چنين نيست، انفال مخصوص پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله است و فدك مخصوص پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بود، زيرا او و امير المؤمنين آن را فتح كردند و ديگرى با آنها نبود، لذا اسم فىء از آن برداشته و اسم انفال روى آن گذاشته شد و همچنين است نيزارها و معادن و درياها و بيابانها كه همه بامام اختصاص دارد. و اگر مردمى با اجازه امام در آنها كار كردند، چهار پنجم درآمد آنها از خود ايشان و يك پنجمش از آن امامست و آنچه بامام تعلق دارد، حكم خمس را دارد (يعنى بايد شش بخش شود) و هر كه بدون اجازه امام در آنها كار كند، امام حق دارد همه درآمد را بگيرد، و هيچ كس را در آن سهمى نيست، همچنين هر كس بدون اجازه صاحب زمين، خرابهاى را آباد كند يا قناتى جارى كند يا در زمين خرابى عملى انجام دهد، از آن او نميگردد، و مالك زمين اگر بخواهد از او ميگيرد و اگر بخواهد در دست او باقى ميگذارد.
شرح
خليفه بمعنى جانشين و هاء آن براى مبالغه است و پيغمبر و امام از اين نظر جانشين خدا باشند