ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٤٧ - اثبات خلافت امير المؤمنين عليه السلام از جمله «من كنت مولاه فعلى مولاه» كه پيغمبرصلّى اللّه عليه و آله در غدير خم فرمود
كسانى كه ايمان آوردهاند، يعنى على و اولادش كه ائمه عليهم السلام هستند تا روز قيامت، سپس خداى عز و جل ايشان را وصف كرد و فرمود: «كسانى كه نماز ميخوانند و در حال ركوع زكاة ميدهند».
امير المؤمنين مشغول نماز ظهر بود، بعد از آنكه دو ركعت را خوانده و در ركوع بود، در حالى كه حلهايكه هزار دينار قيمت داشت، در برش بود و آن حله را نجاشى بپيغمبر (ص) هديه كرده و او بامير المؤمنين پوشانيده بود، مرد سائلى آمد و گفت: سلام بر تو اى ولى خدا و اى كسى كه نسبت بمؤمنين از خودشان سزاوارترى! بفقير صدقهاى ده، على عليه السلام آن حله را بجانب او انداخت و با دست اشاره كرد كه بردار، سپس خداى عز و جل آن آيه را در شأن او نازل فرمود. و تصدق اولادش را بتصدق او متصل ساخت [و نعمت بر اولادش را بوسيله نعمت بر او قرار داد] پس هر يك از اولاد او كه بدرجه امامت رسد، مانند خود او همين صفت را دارد كه در حال ركوع تصدق ميدهد، و آن سائلى كه از امير المؤمنين تقاضا كرد از ملائكه بود، و آنها كه از ائمه اولادش سؤال كنند، از ملائكه ميباشند.
شرح
- راجع بآيه شريفه در حديث ٤٨٠ توضيح داده شد، در آنجا بيان كرديم كه بيشتر مفسرين اين آيه را در شأن امير المؤمنين عليه السلام و راجع بخاتم بخشى آن حضرت در حال ركوع ميدانند ولى در اين حديث بجاى انگشتر حله ذكر شده است و آن نوعى از عبا و رولباسى مرسوم آن زمان است، علامه مجلسى (ره) در باره آن روايت ميفرمايد: «حسن كالصحيح» و در باره اين روايت ميفرمايد «ضعيف على المشهور» بنا بر اين آن روايت از لحاظ اعتبار و وثوق بيشتر مورد اعتماد است، علاوه بر اينكه مانعى ندارد كه هر دو قضيه واقع شده باشد و حضرت انگشتر و حله را در يك نماز يا دو نماز تصدق داده باشد.
٤-
عمر بن اذينه از زراره و فضيل و بكير و ابن مسلم و بريد و ابى الجارود، همگى از امام باقر عليه السلام روايت كنند كه فرمود: خداى عز و جل رسولش را بولايت على عليه السلام امر كرد و آيه «سرپرست شما تنها