ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٣٩ - زندگى و وفات پيغمبر (ص)
پرنده سنگريزه را افكند و او را هم بكشت.
٢٦-
امام صادق عليه السلام فرمود: در آستانه كعبه براى عبد المطلب فرشى ميگستردند كه مخصوص او بود و براى ديگرى در آنجا فرش گسترده نميشد، و او فرزندانى داشت كه بالاى سرش ميايستادند و از كسانى كه نزديكش ميرفتند جلوگيرى ميكردند. رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه كودكى بود تازه براه افتاده بيامد و روى زانوى عبد المطلب نشست، يكى از آنها خم شد تا رسول خدا را از او دور كند، عبد المطلب گفت از پسرم دست بدار، زيرا فرشته نزد او آمده [او را آورده، يا سلطنت باو رسد].
٢٧-
و فرمود: چون پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله متولد شد، چند روز بىشير بود (گويا مادرش بيمار بوده يا شير نداشته است) ابو طالب آن حضرت را بسينه خود افكند، خدا در سينه او شير جارى ساخت و تا چند روز پيغمبر از آن شير ميخورد، تا آنگاه كه ابو طالب حليمه سعديه را پيدا كرد و پيغمبر را باو داد.
توضيح
- اين روايت از لحاظ سند ضعيف و غير قابل اعتماد است، بدين جهت توجيه و تأويل آن لزومى ندارد.
٢٨-
و فرمود: حكايت ابو طالب حكايت اصحاب كهف است كه ايمان را نهان كردند و شرك را اظهار داشتند، پس خدا پاداششان را دو بار بآنها داد. (يك بار بجهت ايمان آوردن و يك بار بجهت تقيه كردن).