ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٣٠٢ - در اين باب نكته ها و برگزيده هائيست از قرآن در باره ولايت
نسبت بولايت كافرند.
٧٨-
سلام گويد: از امام باقر عليه السلام اين قول خداى تعالى را پرسيدم: «كسانى كه بر زمين آهسته راه ميروند- ٦٣ سوره ٢٥-» فرمود: ايشان اوصياء هستند كه از بيم دشمنشان (آهسته راه ميروند).
٧٩-
اصبغ بن نباته از امير المؤمنين عليه السلام راجع بقول خداى تعالى: «مرا و پدر و مادرت را سپاسگزارى كن و سرانجام بسوى منست- ١٤ سوره ٣١-» پرسيد، حضرت فرمود: پدر و مادرى كه خدا سپاسگزارى ايشان را واجب كرده، آنهايند كه علم از آنها تراوش كند و حكمت را (پس از مرگ خود) بارث گذارند و مردم باطاعتشان مأمورند. و خدا پس از آن فرمايد: «سرانجام بسوى منست» سرانجام بندگان بسوى خداست و راهنمايش همان پدر و مادر هستند.
سپس خدا روى سخن را متوجه پسر حنتمه و رفيقش نموده (يعنى عمر و ابو بكر، زيرا حنتمه نام مادر عمر است) و نسبت بخاص و عام (پيغمبر و ساير مردم) فرموده است: «و اگر با تو ستيزه كنند كه بمن شرك آورى» يعنى از پيش خود در باره وصىات سخنى گوئى و از آنكه دستور اطاعتش دارى برگردى از آنها فرمان مبر و سخنشان را مشنو.
سپس روى سخن را متوجه پدر و مادر نموده و فرموده است: «در دنيا بنيكى همدمشان باش» يعنى فضيلت آنها را بمردم بشناسان و بروش آنها دعوت كن، و همين است معنى قول خدا «و راه كسى را كه سوى من بازگشته پيروى كن، سپس بازگشت شما بسوى من است» پس فرمود: اول بسوى خدا و سپس بسوى ماست. از خدا پروا كنيد و نافرمانى اين پدر و مادر نكنيد، زيرا خرسندى آنها خرسندى خدا، و خشمشان خشم خداست.