ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٧ - امامت عهديست از جانب خدا كه براى هر يك از ائمه بسته شده
همسرش آمد و گفت: ما چيزى را خواستيم و خداى عز و جل چيز ديگرى را خواست و جز آنچه خدا خواهد نشود، ما نسبت بامر خداى عز و جل راضى و تسليميم (پس از نقل اين داستان امام فرمود:) و همچنين است امر اوصياء و امامان، ايشان هم حق ندارند از امر خدا تجاوز كنند و امامت را از صاحبش بديگرى دهند.
مرحوم كلينى گويد: معنى حديث اول (راجع بحكم سليمان) اينست كه: اگر گوسفندان در روز داخل باغ ميشدند بر صاحب گوسفندان جريمهئى نبود، زيرا صاحب گوسفند حق دارد كه در روز آنها را رها كند و بچراند و بر صاحب باغست كه باغش را حفظ كند ولى در شب صاحب گوسفند بايد آنها را در بند كند و صاحب باغ بايد در خانهاش بخوابد.
٤-
عمرو بن مصعب گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام ميفرمود: شما گمان ميكنيد هر كس از ما امامان كه وصيت ميكند بهر كس ميخواهد وصيت ميكند؟ نه بخدا، چنين نيست، بلكه امر وصيت عهد و فرمانيست از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بمردى پس از مردى- تا بخودش (امام ششم) رسيد- (يعنى شش مرتبه فرمود: بمردى پس از مردى- مرآت-).