ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٥٤ - در بيان آنچه وارد شده كه حديث ائمه صعب و مستصعب است
ديديد، بپذيريد. و هر حديثى را كه دلتان از آن رميد و ناآشنايش ديديد، آن را بخدا و پيغمبر و عالم آل محمد صلّى اللَّه عليه و آله رد كنيد، همانا هلاك شده كسى است كه حديثى را كه تحمل ندارد، برايش بازگو كنند، و او بگويد بخدا اين چنين نيست، بخدا اين چنين نيست، و انكار مساوى كفر است.
٢-
امام صادق عليه السلام فرمود: روزى نزد على بن الحسين عليهما السلام سخن از تقيه پيش آمد آن حضرت فرمود: بخدا اگر ابو ذر مىدانست آنچه در دل سلمان بود. او را ميكشت، در صورتى كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله ميان آن دو برادرى برقرار كرد، پس در باره مردم ديگر چه گمان داريد؟ همانا علم علماء صعب و مستصعب است، جز پيغمبر مرسل يا فرشته مقرب يا بنده مؤمنى كه خدا دلش را بايمان آزموده طاقت تحمل آن را ندارد، سپس فرمود: و سلمان از اين رو از جمله علماء شد كه او مرديست از ما خانواده و از اين جهت او را در رديف علماء آوردم.
شرح
- مقصود از آنچه در دل سلمانست، مراتب معرفت خدا و پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و مسائل غامض قضاء و قدر و امثال آنست كه اگر آنها را به ابو ذر مىگفت، ابو ذر او را بدروغ و ارتداد نسبت مىداد و محكوم بقتلش مىدانست و يا آن مطالب را بديگران ميگفت و آنها سلمان را مىكشتند.
چنانچه خود سلمان رضى اللَّه عنه در خطبه خود گويد: علم زيادى بمن عطا شده، اگر همه آنچه را مىدانم بشما بگويم، دستهاى گويند: سلمان ديوانه شده و دستهاى گويند: خدايا كشنده سلمان را بيامرز و ممكن است فاعل قتله علم باشد و ضمير مفعول راجع بابى ذر يعنى: علومى كه سلمان بابى ذر ميگفت. او را مىكشت، زيرا تحمل نمىكرد و آن كار ميورزيد و يا آنكه تحمل كتمانش را نداشت و بمردم ميگفت و او را مرتد و كافر ميدانستند و ميكشتند.
و بودن سلمان از اهل البيت از اين جهت است كه امير المؤمنين عليه السلام در باره او فرموده و ان سلمان منا اهل البيت و مقصود اينست كه: سلمان بواسطه اختصاصى كه بما پيدا كرده و از همه بريده و بسوى ما آمده و بواسطه پرتوى كه از نور علم ما گرفته: از ما شده و منسوب بما گشته است- مرآت ص ٣٠٠-.