ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٤٨ - هر گاه امر امامت ائمه عليهم السلام آشكار شود بحكم داود و خاندانش حكم كنند و گواه نخواهند
عليه السلام قيام كند، بحكم داود و سليمان حكم دهد و گواه نطلبد.
شرح
- مقصود از حكم داود، حكم دادن پيغمبر و امامست طبق علم و يقينى كه خودش دارد و بگواهان و ادله و قرائن احوال طرفين دعوى توجه نميكند، زيرا جناب داود عليه السلام قضاوتش اين گونه بوده است. و اين مسأله در ميان فقهاء و متكلمين اسلامى مورد اختلافست.
علامه مجلسى (ره) در كتاب مرآت العقول ج ١ ص ٢٩٧ گويد: شيخ مفيد قدس سره در كتاب المسائل فرموده است: امام ميتواند طبق علم و يقين خود حكم كند، چنان كه طبق ظاهر شهادتها حكم مىكند و هر گاه بداند حقيقت و واقع بر خلاف شهادت گواهانست، گواهى آنها را رد ميكند و طبق آنچه خدا باو فهمانيده حكم مىكند، و بعقيده من ممكن است گاهى حقيقت و باطن امر از امام پنهان شود و طبق ظاهر حكم كند اگر چه بر خلاف واقع و حقيقتى باشد كه خدا آن را مىداند، و ممكن است خدا امام را آگاه كند و گواه راستگو را از دروغگو برايش مشخص سازد و حقيقت حال از امام پوشيده نگردد اين امور بسته بالطاف و مصالحى است كه كسى جز خداى عز و جل آن را نداند، و طايفه اماميه را در اينجا سه قولست:
١- برخى گويند: قضاوتهاى ائمه همواره طبق ظواهر است و هرگز طبق علم خود حكم نمىكنند.
٢- بعضى گويند: قضاوتهاى ايشان طبق باطن و حقيقت است نه طبق ظواهرى كه ممكن است خلافش آشكار شود.
٣- دستهاى مانند آنچه من اختيار كردم عقيده دارند (يعنى عقيده دارند، امام عليه السلام گاهى طبق ظاهر و گاهى طبق باطن حكم مىكنند)- پايان نقل مجلسى (ره)- ولى از اخبار اين باب و از عنوانى كه مرحوم كلينى اتخاذ كرده است معلوم مىشود كه ائمه عليهم السلام هر گاه مبسوط اليد بوده و در تقيه نباشند طبق واقع و باطن قضاوت مىكنند.
٢-
امام صادق عليه السلام ميفرمود: دنيا پايان نيابد تا آنكه مردى از فرزندان من بيرون آيد كه طبق حكومت آل داود حكم كند، گواه نخواهد و حق هر كس را باو عطا كند.
٣-
عمار ساباطى گويد: بامام صادق عليه السلام عرض كردم: هر گاه شما حاكم شويد، چگونه حكم كنيد؟ فرمود: طبق حكم خدا و حكم داود، و هر گاه موضوعى براى ما پيش آيد كه آن را ندانيم. روح