ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ٢٠١ - در باره نااهلى كه ادعاء امامت كند و كسى كه همه ائمه يا بعضى از ايشان را انكار كند و آنكه امامت را براى نااهل اثبات كند
دشمن دارم، مگر امام آخر جز بوسيله امام اول شناخته شود؟.
٨-
ابن مسكان گويد: از شيخ در باره ائمه عليهم السلام پرسيدم، فرمود: هر كه يكى از زندهها را منكر شود امامان مرده را منكر شده است.
شرح
- گويا مرادش امام كاظم عليه السلام است، اگر چه كلمه شيخ براى امام صادق عليه السلام بيشتر بكار ميرود، ولى ابن مسكان از آن حضرت بيش از چند روايت نقل نكرده و بعضى گفتهاند: تنها يك روايت مشعر را نقل كرده است، اما شيخ صدوق در اكمال الدين همين روايت را از امام صادق عليه السلام نقل كرده است. و در هر حال تعبير بشيخ از نظر تقيه ميباشد و انكار امام زنده از آن جهت مستلزم انكار امامان مرده است كه امامت امام زنده از قول آنها ثابت شده و دليل امامت ميان همگى مشترك است، پس وقتى امام زنده را نشناسد، دليل امامت را نشناخته، و اعتقاد بىدليل ثمرى ندارد، و نيز كسى كه امام زنده را نشناسد، امام ديگرى را كه اهليت ندارد، براى خود انتخاب ميكند، و اين خود دليلى است كه امامان سابق را آن گونه كه بايد نشناخته است.
٩-
محمد بن منصور گويد: از آن حضرت راجع بقول خداى عز و جل «و چون كار بدى كنند، گويند پدران خود را مرتكب آن ديدهايم و خدا ما را بدان فرمان داده است، بگو خدا بكار زشت فرمان نميدهد چرا در باره خدا چيزى كه نميدانيد ميگوئيد؟- ٢٨ سوره ٧-» پرسيدم. فرمود: آيا كسى را ديدهئى كه معتقد باشد خدا بزنا كردن و شراب نوشيدن و مانند اين محرمات فرمان داده است؟ عرضكردم: نه، فرمود: پس اين كار زشتى كه ادعا ميكنند خدا آنها را بدان فرمان داده است چيست؟ عرضكردم: خدا داناتر است و وليش، فرمود: اين مطلب در باره امامان جور (غاصب امامت) است كه مردم ادعا كردند خدا ايشان را بپيروى از مردمى فرمان داده است كه خدا بپيروى از آنان دستور نداده پس خدا ادعاء ايشان را