ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٦٧ - آنچه ادعاى امامت راستگو را از دروغگو معلوم ميكند
شرح
- علامه مجلسى «ره» (از محدث استرآبادى نقل ميكند كه گويا مقصودش از آنچه امام صادق عليه السلام در باره پسرش فرموده روايتى است كه واقفيه آن را جعل كردهاند كه: امام صادق عليه السلام فرمود: «ما خانواده هشت محدث داريم كه هفتم آنان قائمست» شيخ طوسى «ره» اخبارى كه طايفه واقفيه جعل كردهاند در كتاب غيبت خود ذكر نموده و همه را رد كرده است و نيز در اين خبر؟؟ كه ائمه را هشت تن دانسته و قائم را هفتم آنها شمرده تشويشى است ظاهر و توجيه كردن هشت محتاج بتكلف سختى است.
١٢-
وشاء گويد: من بخراسان رفتم و از طايفه واقفيه بودم و متاعى را همراه خود برده بودم در ميان آنها جامه گلدارى در يكى از بغچهها بود كه من نفهميده بودم و جايش را هم نميدانستم. چون رو وارد شدم و در منزلى فرود آمدم، بدون سابقه مردى مدنى كه فقط در مدينه متولد شده بود آمد و بمن گفت:
همانا ابو الحسن الرضا عليه السلام بتو ميگويد: آن جامه گلدارى كه نزد تو هست، براى من بفرست، من گفتم:
كى ورود مرا به ابو الحسن خبر داده؟ من اكنون وارد ميشوم، و جامه گلدارى نزد من نيست، او رفت و برگشت و گفت: ميگويد: چرا آن جامه در فلان جا و سارغش چنين و چنانست، من آن سارغ را گشتم و آن جامه را در زير بغچه پيدا كردم و نزدش فرستادم.
شرح
- وشاء همان حسن بن على بن زياد است كه پارچههاى رنگ كرده و گلدار ميفروخته.
مدت كوتاهى واقفى مذهب بود، سپس بواسطه مشاهده اين معجزه و معجزات ديگر از آن عقيده برگشت و از بزرگان و اصحاب خاص حضرت رضا عليه السلام گشت.
١٣-
عبد اللَّه بن مغيره گويد: من واقفى مذهب بودم كه بحج رفتم، چون بمكه رسيدم، شكى در دلم (راجع بمذهبم) خلجان كرد، خودم را بملتزم (ديوار مقابل در خانه كعبه كه مستحب است سينه