ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٦ - بيان ارواحى كه در ائمه عليهم السلام موجود است
و از نافرمانيش كراهت يافتند ٥- در ايشان روح حركت نهاد كه همه مردم با آن رفت و آمد كنند.
و در مؤمنين دست راستىها روح ايمان نهاد كه با آن از خدا بترسند و در ايشان روح قوه نهاد و با آن بر اطاعت خدا توانائى يافتند، و در ايشان روح شهوت نهاد و يا آن خواهان اطاعت خدا گشتند و در ايشان روح حركت نهاد كه مردم با آن روح رفت و آمد كنند.
شرح
- كلمه روح در اين حديث شريف بمعنى قوه و نيروئى است باطنى و معنوى كه منشأ و مبدأ آثاريست كه امام عليه السلام بيان ميكند، زيرا رفت و آمد انسان و ترس او از خدا و شناختن و دانستن چيزها آثار و اعمالى است كه از انسان بروز ميكند و اين آثار ناچار بايد مبدأ و علت و موجب و محركى داشته باشند كه هستى و قيامشان بآن باشد.
كلمه روح در اين روايت همان مبدأ و علتى است كه سبب پيدايش اين آثار گشته است، چه آنكه اين ارواح پنج روح جدا و مستقل باشند يا آنكه درجات و مراتب يك روح باشند كه همان روح ناطقه انسان و فصل مميز او از حيوان باشد، ولى ظاهر اينست كه هر يك روحى جدا هستند و روح القدس و روح ايمان از خارج بكمك انسان ميرسد و سه روح ديگر از درون و داخل او را كمك ميدهد و هم از اين حديث استفاده مىشود كه روح حركت، عموميت دارد و در هر انسانى هست و روح القدس مختص برسولان و پيغمبرانست و حتى در مؤمنين دست راستيها هم نيست و تعبير بدست راستيها از اين جهت است كه روز قيامت نامه اعمالشان بدست راستشان داده شود و يا بجهت اينست كه اهل ميمنت و بركنند، بر خلاف دست چپيها.
٢-
جابر گويد: از امام باقر عليه السلام در باره علم عالم (يعنى پيغمبر و امام (ص) پرسيدم، فرمود: اى جابر! همانا در پيغمبران و اوصياء پنج روحست: ١- روح القدس ٢- روح ايمان ٣- روح زندگى (حركت) ٤- روح قوه ٥- روح شهوت، اى جابر، ايشان بوسيله روح القدس امور و مطالب زير عرش