ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٤١ - در امر غيبت
در غيبت اول جز شيعيان مخصوص از جاى آن حضرت خبر ندارند، و در غيبت ديگر جز دوستان مخصوصش از جاى او خبر ندارند (مقصود از دوستان مخصوص خادمان و اهل بيت آن حضرت و يا همان ٣٠ نفرى است كه در سه روايت پيش ذكر شد).
٢٠-
مفضل بن عمر گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام ميفرمود براى صاحب الامر دو غيبت است، در نخستين آنها بسوى خانوادهاش مراجعت ميكند. و در ديگرى مردم ميگويند: هلاك شد و در كدام وادى افتاد: عرضكردم: اگر چنان شد. ما چه كنيم؟ فرمود: هر گاه كسى مدعى امامت شد، مسائلى از او بپرسيد كه مثل امام جواب دهد (اگر پاسخ درست نگفت، او امام نيست).
٢١-
ابو حمزه گويد: خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم و عرضكردم: صاحب الامر شمائيد؟ فرمود نه، گفتم: پسر شماست؟ فرمود: نه. گفتم، پسر پسر شما است؟ فرمود: نه، گفتم: پسر پسر پسر شماست؟
فرمود: نه، گفتم: پس او كيست؟ فرمود: همان كسى است كه زمين را پر از عدالت كند، چنان كه پر از ستم و جور شده باشد، او در زمان پيدا نبودن امامان بيايد، چنان كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در زمان پيدا نبودن رسولان مبعوث شد.
٢٢-
ام هانى گويد: از حضرت ابا جعفر محمد بن على عليهما السلام راجع بقول خداى تعالى «سوگند بستارگان غروبكننده، همان سيارات نهان شوند «١٥ و ١٦ سوره ٨١-» پرسيدم، فرمود: