ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٣٩ - در امر غيبت
روى زمينت لازمست، كه يكى پس از ديگرى براى (راهنمائى) خلقت بيايند و ايشان را بدينت رهبرى كنند و علم ترا بآنها بياموزند، تا پيروان اولياء تو پراكنده نشوند. آن حجت يا ظاهر است و فرمانروائى نميكند [فرمانش نميبرند] و يا پنهانست و انتظارش را ميكشند، اگر در حال صلح (متاركه جنگ ميان مسلمين و كفار) پيكر و شخص آن حجج از مردم نهان باشد، دانش ديرين و ثابت [منتشر] ايشان از مردم نهان نيست، و آدابشان در دلهاى مؤمنين پا برجاست و طبق آن عمل كنند.
و در جاى ديگر از همين خطبه ميفرمايد: ولى اين (عمل بآداب ايشان) در چه كسانست (يعنى چقدر عده آنها كمست) از اين جهت است كه بساط علم برچيده شود، زمانى كه دانشمندانى كه دانش را نگهدارى ميكنند و آن را چنان كه از علماء شنيده، روايت مينمايند و ايشان را در آن باره تصديق ميكنند يافت نشوند. بار خدايا من ميدانم كه بساط علم برچيده نميشود و مايههايش از ميان نميرود و تو زمينت را از حجتى براى خلقت خالى نميگذارى، چه آشكار و غير مطاع يا ترسان و پنهان باشد، تا حجت تو باطل نشود و دوستانت بعد از آنكه هدايتشان كردى گمراه نگردند، ولى كجايند ايشان و چقدرند ايشان؟، آنها كمترين شماره و بالاترين مقام را نزد خدا دارند. (بحديث ٨٨١ رجوع شود).
١٤-
موسى بن جعفر عليه السلام در باره قول خداى عز و جل: «بگو بمن بگوئيد اگر آب شما بزمين فرو رود كى براى شما آب روان مىآورد- ٣٠ سوره ٦٧-» فرمود: زمانى كه امام شما غايب شود، كيست (غير خدا) كه براى شما امام تازهاى آورد؟ (امام غايب شما را ظاهر كند تا از علومش كه چون چشمه