ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٣٧ - در امر غيبت
ممكن است مقصود اين باشد كه در مقدار غيبت امام بدا حاصل شده است، چنانچه در آخر روايت ميفرمايد، فان للَّه بداءات و ممكن است بيان مقدار سرگردانى و عدم تعيين تكليف باشد و استقرار غيبت پس از آن مدت باشد و از محدث استرآبادى (ره) نقل ميكند كه مراد اينست كه آحاد مدت غيبت شش است و ظهور آن حضرت در هفتمين است و كلمه «نيكان اين عترت» اشاره برجعت ائمه ديگر دارد و بداهاى خداى تعالى مربوط بامتداد غيبت و زمان ظهور آن حضرتست كه بواسطه مصالح بزرگى كه برخى از آنها بعدا ذكر مىشود، از خلق پنهان شده است، و ارادههاى او از لحاظ اظهار و پنهان داشتن از خلق و غيبت و ظهور آن حضرتست، و غايات منافع و مصالحى است كه در اين امور است و نهايات از نظر پايان غيبت آن حضرتست از لحاظ آنچه از نظر بدا براى مردم ظاهر مىشود.
٨-
معروف بن خربوذ گويد امام باقر عليه السلام فرمود: ما ائمه مانند اختران آسمانيم كه هر گاه اخترى غروب كند، اختر ديگرى طالع شود، (هر گاه امامى بميرد، امامى ديگر جانشينش شود) تا زمانى كه با انگشت اشاره كنيد و گردن بسويش كج كنيد (يعنى تقيه را ترك كنيد و امر امامتش را شهرت دهيد) خدا اخترش را از شما پنهان كند و فرزندان عبد المطلب مساوى شوند و امام از غير امام شناخته نشود، پس چون اختر شما طالع شد، (امامتان ظاهر شد) پروردگارتان را سپاس گوئيد.
٩-
زراره گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام ميفرمود: همانا براى حضرت قائم عليه السلام پيش از آنكه ظهور كند غيبتى است، عرضكردم: براى چه؟ فرمود: زيرا او ميترسد- و با دست اشاره بشكمش فرمود- يعنى از كشته شدن ميترسد.
١٠-
محمد بن مسلم گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام ميفرمود: اگر خبر غيبت صاحب الامر بشما رسيد منكر آن نشويد.