ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١٢ - شرح و توضيح محدث
است و خدا و رسولش از اينان بيزار باشد، اينها بدين من و دين پدرانم نيستند، خدا در قيامت مرا با ايشان گرد هم نياورد جز اينكه بر آنها خشمگين باشد. عرضكردم: پس شما چه موقعيتى داريد؟ فرمود: ما خزانه دار علم خدائيم، ما مترجم امر خدائيم، ما مردمى معصوم هستيم، خداى تبارك و تعالى مردم را بفرمانبرى ما امر فرموده و از نافرمانى ما نهى نموده است، ما حجت رسائيم بر هر كه زير آسمان و روى زمين است.
شرح
- راجع بآيه اول بحديث ٣٣٠ رجوع شود و اما راجع بآيه دوم گويا طريق استدلال غلط آنها اينست كه: با لفظ جمع برسولان خطاب شده است و مخاطب بايد حاضر باشد، پس ممكن نيست كه مقصود از رسولان پيغمبران گذشته باشند، زيرا آنها در زمان نزول قرآن حاضر نبودند پس مقصود از رسولان پيغمبر و امامان عليهم السلام ميباشند، ولى جوابش اينست كه علاوه بر اينكه خود امام از اين مردم بيزارى ميجويد خطاب در آيه حكايت از خطابهاى متعدد ميكند، يعنى بهر رسولى در زمان حياتش چنين دستورى داده شده، نه آنكه اين خطاب در زمان واحد متوجه همگى باشد و بتعبير ديگر مىتوان گفت اين خطاب بالاصاله متوجه پيغمبر ما صلّى اللَّه عليه و آله و بالتبع متوجه پيغمبران گذشته است و بعضى گفتهاند خطاب متوجه شخص پيغمبر و صيغه جمع از نظر احترام و تشريف آن حضرتست، و مقصود از چيزهاى پاكيزه، لذائذ حلالست كه خدا براى همه بندگانش جايز و مباح فرار داده است و اين آيه رد بر رياضت كشانىست كه ترك دنيا و لذائذ آن كنند.
٧-
امام صادق عليه السلام ميفرمود: ائمه مقام و منزلت پيغمبر را دارند ولى پيغمبر نيستند و آنچه از زنها براى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله حلالست (زيادتر از چهار زن دائم و زن موهوبه) براى ايشان حلال نيست و اما نسبت بغير آن ايشان بمنزلت رسول خدايند صلّى اللَّه عليه و آله.