ترجمه اصول کافي شيخ کليني - مصطفوى، سيد جواد - الصفحة ١١٨ - اشاره و نص بر صاحب خانه (امام زمان عجل الله تعالى فرجه) عليه السلام
آن حضرت جايز نبوده با كلمه (صاحب الدار صاحب خانه) بآن حضرت اشاره ميكردهاند.
١-
محمد بن على بن بلال گويد: از جانب امام حسن عسگرى، دو سال پيش از وفاتش پيامى بمن رسيد كه از جانشين بعد از خود بمن خبر داد، بار ديگر سه روز پيش از وفاتش پيامى رسيد و از جانشين بعد از خود بمن خبر داد.
٢-
ابو هاشم جعفرى گويد: بامام حسن عسگرى عليه السلام عرضكردم: جلالت و بزرگى شما مرا از پرسش از شما بازمىدارد، اجازه مىفرمائيد از شما سؤالى كنم؟ فرمود، بپرس، عرضكردم: آقاى من! شما فرزندى داريد؟ فرمود: آرى، عرضكردم: اگر براى شما پيش آمدى كند، در كجا از او بپرسم؟ فرمود: در مدينه.
شرح
- شايد امام عليه السلام ميدانسته كه ابو هاشم ميتواند آن حضرت را در مدينه به بيند يا خبرش را از آنجا بشنود و ممكن است مقصود از مدينه همان شهر سامره باشد.
٣-
عمرو أهوازى گويد: امام حسن عسگرى پسرش را بمن نشان داد و فرمود، اينست صاحب شما بعد از من.
٤-
حمدان قلانسى گويد: بعمرى (بفتح عين نامش عثمان بن سعيد است و او اولين كس از نواب أربعه امام زمان عليه السلام است) گفتم: امام حسن عسگرى درگذشت، بمن گفت: او درگذشت ولى جانشينى در ميان شما گذاشت كه گردنش باين حجم است- و با دست اشاره كرد-.
شرح
- علامه مجلسى (ره) گويد: يعنى انگشت ابهام و سبابه از هر دو دست را گشود و ميان آنها را باز كرد تا اشاره باندازه حجم گردن آن حضرت كند، چنانچه در ميان عرب و عجم مرسومست و مقصودش اينست كه گردن آن حضرت قوى و زيباست (و ممكن است با همين اشاره سن آن حضرت را هم تا حدى معين كرده باشد).
٥-
احمد بن محمد بن عبد اللَّه گويد: چون زبيرى ملعون كشته شد، از طرف امام حسن عسگرى