پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٦ - دلايل قدرت بىپايان پروردگار
عالم هستى وجود ندارد؛ بلكه آنچه را ما شر مىناميم گاه جنبه عدمى دارد مانند فقر و جهل كه اولى نداشتن مال و ثروت است و دومى نداشتن علم، و مىدانيم عدم چيزى نيست كه خالق و آفريدگار بخواهد.
يا جنبه نسبى دارد مانند نيش گزنده حشرات كه نسبت به انسان كه مورد گزش آنها واقع مىشود شر است در حالى كه براى خود حشرات يك وسيله دفاعى جهت ادامه حيات محسوب مىشود و خير است.
به علاوه بسيارى از امور وجودى كه ما آن را شر مىناميم به خاطر ناآگاهى ما از اسرار آن است، لذا با پيشرفت علم و دانش، و پىبردن به اسرار آنها تصديق مىكنيم كه وجود آنها ضرورت دارد، مانند وجود يك سرماى سخت و يخبندان كه سبب از بين رفتن بسيارى از آفات نباتى و امثال آن مىشود و يا يك گرماى شديد كه موجب پرورش انواع گياهان و برخاستن بخار آب فراوانى از درياها و فراهم شدن مقدّمه بارانهاى سودمند مىگردد، بنابراين هنگامى كه عينك شر بينى را از ديده برداشتيم و همه جهان را خير دانستيم بساط دو گانه پرستى بر چيده مىشود.
در اين زمينه توضيحات بيشترى به خواست خدا در بحث عدل الهى خواهد آمد.
٢. پيروان مكتب تفويض: آنها مىگويند خداوند قدرت بر اعمال ما ندارد، يا به عبارت ديگر افعال انسان از حوزه قدرت او بيرون است، چرا كه اگر غير از اين باشد جبر لازم مىآيد، و اگر افعال انسان در حوزه قدرت خدا باشد تضاد حاصل