پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٨ - دلايل قدرت بىپايان پروردگار
صادر نمىشود مانند ظلم و فساد و هر كار قبيح ديگر آن را محال وقوعى مىگويند.
مسلماً خداوند قادر بر ظلم مىباشد و توانايى بر آن را دارد ولى چون حكيم است چنين كارى را انجام نمىدهد.
اين سخن درباره خود ما نيز گاهى صادق است، ما مىتوانيم خود را به ميان آتش پرتاب كنيم، و يا شعله آتش را در دهان و چشم خود فرو بريم، هرگز عاجز از اين كار نيستيم، ولى در عين حال هرگز چنين كارى را نمىكنيم چون عقل به ما اجازه اين كار را نمىدهد، اين محال وقوعى است نه ذاتى.
٤. جمعى از فلاسفه معتقداند كه ذات پاك خداوند چون از هر نظر واحد است و هيچگونه كثرت و تعدد در او راه ندارد، جز يك مخلوق مجرّد بسيار والا كه آن را عقل اول نام نهادهاند از او صادر نمىشود، آنها در اين زمينه به قاعده معروف «الواحدُ لا يَصْدُرُ مِنْهُ الّا الواحدُ» (وجودى كه از هر نظر واحد است جز يك معلول از او صادر نمىشود) استناد جستهاند.
به اين ترتيب مىگويند تنها مخلوق خداوند همان موجود مجرّد اول است، پس از آنجا كه عقل اول داراى جهات متعدّد است- از يك سو داراى وجود است، و از سوى ديگر داراى ماهيت، از يك سو ذاتاً ممكن الوجود است، و از سوى ديگر واجب الوجود بالعرض- به خاطر اين جهات كثرت، معلولات مختلفى از او به وجود آمده، پس منشأ كثرت در عالم هستى كثرتى است كه در عقل اول و مراتب بعد از او حاصل شده است.