پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠١ - ٣ معناى حضور خدا در همهجا
است از هر نظر كامل و نامحدود، و وجودى كه اينچنين است حركت درباره او تصوّر نمىشود، پس زمان ندارد.
٢. خدا در چيزى حلول نمىكند
گروهى از مسيحيان معتقداند كه خداوند در مسيح عليه السلام حلول كرده، و جمعى از صوفيان نيز چنين عقيدهاى را درباره سران خود دارند، كه مىگويند خدا در وجود آنها حلول نموده است.
به گفته مرحوم علامه حلّى در كشف المراد شكى در سخافت و بىپايه بودن اين عقيده نيست، چرا كه آنچه از حلول قابل تصوّر است اين است كه موجودى قائم به موجود ديگرى شود- مثل اينكه مىگوئيم گلاب يا عطر و بو در گل حلول كرده- اين معناى مسلماً در مورد خداوند قابل تصوّر نيست، چرا كه لازمه آن دارا بودن مكان و نياز و حاجت به آن است كه براى واجب الوجود غير ممكن است، و آنها كه معتقداند به حلول خداوند در چيزى باشند سرانجام به نوعى از شركت مىرسند، و از سلك موحدان عالم خارجاند.
٣. معناى حضور خدا در همهجا
ممكن است بعضى حضور خداوند را در همهجا، مثلًا با حضور نيروى جاذبه در كل جهان مادى يا حضور «اتر»- ماده فرضى بىوزن و بىرنگى كه همه جهان را پر كرده و حتّى در خلأ نيز وجود دارد- خيال كنند، در حالى كه همه اينها، از