پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٦ - ٤ بازگشت به دلايل عدل الهى
چه مىكند؟ و چه كار خلافى انجام مىدهد؟
گاه ظلم از هواپرستى و خودخواهى سرچشمه مىگيرد، و ظالم مىخواهد از طريق غصب حقوق ديگران هوى و هوس خويش را اشباع كند، و به غرور و خودخواهى خويش پاسخ دهد.
گاه سرچشمه ظلم «ضعف» و ناتوانى است، چون ظالم نمىتواند به مقصود خود برسد و در برابر فقدان چيزى خويشتندار نيست، دست به ظلم مىبرد.
گاهى ظلم از حس انتقامجوئى و كينهتوزى سرچشمه مىگيرد، و انسان در برابر ستمى كه به او شده، چندين برابر تلافى مىكند.
و گاهى نيز از حسد مايه مىگيرد، شخص حسود كه داراى كمبودهايى است و نمىتواند ديگرى را غرق نعمت بيند و به مبارزه با او بر مىخيزد، تا با ظلم و ستم نعمت را از او سلب كند.
و امثال اين عوامل و انگيزهها كه همه از نوعى نقصان و كمبود و انحطاط حكايت مىكند.
با اين حال چگونه ممكن است ظلم و ستم از وجودى كه كمال مطلق است سربزند، در حالى كه نه نياز در او راه دارد، و نه جهل و نادانى و ناتوانى، نه خودخواهى و غرور در او مفهوم دارد، نه كينهتوزى و انتقامجوئى، نه ديگرى از او در كمال برتر است كه به او رشك برد، و نه كسى كمالى را از او مىتواند سلب كند كه در مقام انتقام برآيد.
آيا از چنين وجودى جز خير و عدالت، رأفت و رحمت سرچشمه مىگيرد؟!