پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٦ - رحمت واسعه الهى در احاديث اسلامى
خاطر راه رفتن زياد مىباشد. [١]
ولى بعيد نيست ريشه اصلى همه اين معانى، همان معناى اصرار در راه رفتن باشد به گونهاى كه پوست پا، يا كفشها نازك شود يا از بين برود سپس در مورد اصرار و مبالغه در هر چيزى به كار رفته است: اصرار در سؤال كردن، از چيزى به منظور آگاهى بر آن و اصرار در نيكى كردن، و اصرار در جلوگيرى كردن از كارى.
در قرآن مجيد، اين واژه در سه مورد به كار رفته است: در مورد اصرار در در سؤال، چنانكه در آيه ٣٧ سوره محمّد صلى الله عليه و آله مىخوانيم: انْ يَسْئَلْكُمُوها فَيُحْفِكُمْ تَبْخَلُوا: «چراكه هرگاه اموال شما را طلب كند و بر آن تأكيد نمايد، بخل مورزيد»!
و در مورد علم و دانش، مانند: يَسْئَلُونَكَ كَانَّكَ حَفِىٌّ عَنْها: «از تو درباره زمان رستاخيز سؤال مى كنند، كى فرا مى رسد؟». [٢]
و در مورد اصرار در نيكى كردن، چنانكه در آيه ٤٧ سوره مريم آمده است كه ابراهيم عليه السلام به عمويش آزر مىگويد: سَلامٌ عَلَيْكَ سَاسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّى انَّهُ كانَ بِى حَفِيّاً: « (ابراهيم) گفت: سلام بر تو! من بزودى از پروردگارم براى تو آمرزش مى طلبم؛ چرا كه او همواره نسبت به من مهربان بوده است»
به هر حال اين واژه هنگامى كه در مورد خداوند به كار مىرود ممكن است به معناى عالم و آگاه باشد، و در اين صورت از صفات ذات است نه صفات فعل، و نيز ممكن است به معناى نهايت نيكوكارى و لطف و محبت باشد كه در اين صورت از صفات فعل محسوب مىشود و اتفاقاً در قرآن مجيد فقط يكبار به
[١]. مفردات، لسان العرب، مقاييس اللّغه و نهايه ابن اثير و تاج العروس و كتاب العين.
[٢]. سوره اعراف، آيه ١٨٧.