پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٦ - ٦ علم خدا در روايات اسلامى
٥. در حديث ديگرى آمده است كه يكى از ياران امام ابوالحسن على بن مسوى الرضا عليه السلام نامهاى خدمتش نوشت: «سَئَلَ عَنِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَكانَ يَعْلَمُ الأَشْياءَ قَبْلَ انْ خَلَقَ الاشْياءَ وَ كَوَّنَها؟ اوْلَمْ يَعْلَمْ ذلِكَ حَتّى خَلَقَها وَ ارادَ خَلَقْها وَ تَكْوِيْنَها؟
فَعَلِمَ ما خَلَقَ عِنْدَ ما خَلَقَ وَ ما كَوَّنْ عِنْدَ ما كَوَّنَ، فَوَقَّعَ بِخَطِّهِ: لَمْ يَزَلِ اللَّهُ عالِماً بِالْاشْياءِ قَبْلَ انْ يَخْلُقَ الأَشْياءَ كَعِلْمِهِ بِالأَشْياءِ بَعْدَ ما خَلَقَ الْاشْياءَ»:
«سؤال او درباره خداوند عزّوجل بود كه آيا موجودات را قبل از آفرينش و تكوين مىداند؟ يا اينكه قبل از خلقت و اراده خلقت و تكوين آنها از آنها با خبر است؟! امام عليه السلام به خط خودشان در جواب چنين مرقوم داشتند: «خداوند هميشه به موجودات عالم بوده قبل از آنكه آنها را بيافريند همانند علم او به اشياء بعد از خلقت آنها». [١]
تعبيرات دقيق و ظريفى كه در اين روايات آمده هر كدام اشاره به يكى از بحثهاى علمى و منطقى است كه در زمينه علم خداوند وجود دارد و قبلًا به آنها اشاره شد.
روايات در زمينه علم پروردگار به قدرى زياد است كه اگر جمعآورى شود كتاب مستقلى را تشكيل مىدهد.
[١]. اصول كافى، جلد ١، صفحه ١٠٧.