پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٤ - صفات فعل
چيز است، ولى هر مَلِك، مالك نخواهد بود. [١]
بعضى نيز گفتهاند كه مالك اختياردار هرگونه تصرفى در ملك خود مىباشد، در حالى كه مَلِك (حكمران) اختيار هرگونه تصرف را ندارد، بعلاوه مملوك نمىتواند به ميل خود، از تحت مالكيت مالك خويش درآيد، در حالى كه رعيّت مىتوانند خود را از تحت حكومت حكمران خويش بيرون برند. [٢]
البتّه اين دو واژه هنگامى كه به عنوان وصف خداوند به كار مىرود اشاره به مصداق اتم و اكمل آن، و به يك معنا اشاره به تنها مصداق حقيقى آن است، لذا مرحوم كفعمى در مصباح هنگامى كه به واژه «مَلِك» مىرسد مىگويد: او كسى است كه مالكيتش شامل تمام اصناف مملوكات مىشود، و هرگونه تصرف و امر و نهى در مورد مأموران خود دارد، كسى كه در ذات و صفاتش از همه موجودات بىنياز است، و تمام موجودات در ذات و صفاتشان به او نيازمندند. [٣]
اين نكته نيز قابل توجّه است كه مالكيّت و حاكميّت مولود خالقيت است، و از آنجا كه «خالق» به معناى حقيقى در عالم هستى تنها خدا است در حقيقت «مالك اصلى» نيز خدا مىباشد، و اطلاق مالِك و مَلِك بر غير او از اين نظر يك اطلاق مجازى است.
حاكم از ماده حكم به گفته مقائيس اللغه در اصل به معناى منع است و قبل از هر چيزى به معناى منع از ظلم و ستم مىباشد، و حكيم را از آن نظر حكيم
[١]. مجمع البيان، جلد اول، صفحه ٢٣.
[٢]. اين دو تفاوت را فخر رازى در تفسير خود از بعضى نقل كرده است (جلد اول، صفحه ٢٣٧).
[٣]. مصباح كفعمى، صفحه ٣١٨.