پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٩ - ٢ آيا اين امور با عدل الهى تضاد دارد؟
تكرار مى كنيم هدف طرح مسأله جبر و اختيار و دلايل بطلان جبر نيست، كه آن خود جائى ديگر دارد، هدف تنها اين است كه از بعد مسأله عدالت به آن نگاه كنيم، و ببينيم آيا امكان دارد كسى ديگرى را مجبور بر گناهى كند و بعد او را به خاطر آن گناه مجازات نمايد؟! روشن است كه پاسخ اين سؤال منفى است.
و اما در مورد مسأله قضا و قدر و سرنوشت انسان به طورى كه در بحث قضا و قدر خواهد آمد، هرگز مفهوم واقعى و منطقى قضا و قدر اين نيست كه سرنوشت هر انسان از نظر سعادت و شقاوت، اطاعت و معصيت، خوشبختى و بدبختى، به طور اجبارى از پيش تعيين شده، سرنوشتى حتمى و غير قابل تغيير.
اين يك خرافه بيش نيست كه بعضى از ناآگاهان قضا و قدر اسلامى را بر آن تطبيق كردهاند.
قضا و قدر الهى از يك نظر اشاره به قانون عليت است، به اين معناى كه خدا مقدّر كرده است افرادى كه مثلًا سعى و كوشش كنند موفق شوند، و افراد سست و تنبل ناموفق باشند- استثناءهاى محدود كليّت اين مسأله را به هم نمىزند- همچنين قضا و قدر الهى به اين تعلّق گرفته است كه مطيعان سعادتمند گردند، و عاصيان بدبخت و شقاوتمند، يا در مسائل اجتماعى ملتهاى متحد و يكپارچه نيرومند و پيروز گردند و آنها كه راه تفرقه و اختلاف را مىپويند مغلوب و شكست خورده.
همهجا قضا و قدر الهى به اين صورت است، و مسلماً اگر چنين تفسير شود كاملًا با مسأله عدل الهى هماهنگ است، اما اگر آن را آنگونه كه ناآگاهان تفسير