پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٠ - قرآن و پاسخ اجمالى مسأله آفات و بلاها
مسلحانه با دشمن است، ولى آنچه در ذيل اين دو آيه آمده شكل يك قانون كلى را دارد كه مىگويد: محدوديت علم شما در بسيارى از موارد مانع تشخيص خير و شر است، بنابراين نمىتوان تنها به ظاهر حوادث نگاه كرد و قضاوت نمود، مسلّماً حوادث تلخ زندگى بشر نيز در دائره اين قانون كلّى قرآنى جاى دارد.
٣. داستان خضر و موسى عليهما السلام كه در سوره كهف آمده و از داستانهاى بسيار پرمعناى قرآن است، و اهداف متعدّدى را تعقيب مىكند، اشاره روشنى به بحث ما دارد كه مىتوان گفت يكى از هدفهاى عمده طرح آن همين مطلب بوده است، و آن اينكه: هنگامى كه كارى از فرد حكيمى صادر شود نبايد به ظاهر آن قناعت كرد و قضاوت نمود، چه بسا ظاهرش در نخستين نگاه زننده است، امّا اسرار عميقى در پشت آن نهفته مىباشد.
سوراخ كردن كشتى متعلّق به گروهى از مساكين و مستضعفان كه وسيله زندگى محدود آنها را تشكيل مىداد، يا اقدام به قتل نوجوانى كه جرم و خيانتى ظاهراً از او ديده نشده بود، يا اقدام به ساختن ديوارى كه در شرف انهدام بود آن هم در شهرى كه مردم بخيلش حاضر به كمترين پذيرائى از مسافران ابنالسبيل خود نشده بودند هر كدام از ديگرى زشتتر به نظر مىرسيد.
به همين دليل هريك از اين امور كه از خضر عليه السلام سر مىزد، فرياد موسى عليه السلام بلند شد كه اى داد و فرياد، چرا اين كار را كردى؟!
در مرحله اوّل فرياد زد چرا كشتى را سوراخ كردى، مىخواهى سرنشينان آن را غرق كنى، راستى چه كار بدى انجام دادى! اخَرَقْتَها لِتُغْرِقَ اهْلَها لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً