پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٤ - ١ و ٢ نفى رؤيت و جسميّت
١ و ٢. نفى رؤيت و جسميّت
اشاره
بخشى از صفات سلبيه، در مباحث توحيد ضمن بيان يگانگى ذات خداوند، و بسيط بودن وجوداو، و نفى هرگونه شبيه و اجزاء، گذشت.
آنچه در اين بحث اهميّت بيشترى دارد و در طول تاريخ علم كلام نيز جرّ و بحثهاى زيادى را به دنبال داشته، مسائلى است كه در اين بخش مطرح مىكنيم.
از جمله اين كه خداوند نه جسم دارد، نه مرئى است، و نه داراى محل و مكانى است و البتّه اين سه لازم ملزوم يكديگراند، يعنى اگر مرئى باشد لازمه آن جسميّت و داشتن محل است، و اگر داراى محل نباشد حتماً جسم نخواهد بود و به طريق اولى قابل مشاهده نيست.
درك اين معنا كه خداوند نمىتواند از قبيل اجسام بوده باشد- با توجّه به دلايل خداشناسى- مسأله پيچيدهاى نيست، ولى چون كوته فكران و آنها كه عقلشان از چهارديوار حس فراتر نمىرود غالباً به دنبال خداى جسمانى بودهاند، مسأله جسمانى بودن خداوند در ميان اقوام پيشين و حتّى گروهى از مسلمانان قشرى و متحجّر طرفدارانى داشته باشد.