پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦ - ١ نه تشبيه نه تعطيل
گروهى از آنان، خدا را حقيقتاً جسم مىدانند، و آنها خود به چند دسته تقسيم شدهاند، دستهاى مىگويند: جسم او مركّب از گوشت و خون است، و بعضى مىگويند: او نور درخشانى است مانند يك شمش سفيد نقره گون! و طول قامت او هفت وجب به وجب خود او است!
گروهى از آنها مىگويند: او به صورت انسان است، آنها نيز چند دستهاند:
بعضى او را جوانى نوخاسته كه هنوز مو در صورتش نروئيده است و موهاى سرش مجعّد و فرفرى و كوتاه است مىدانند! و بعضى او را به صورت پيرمردى با محاسنى جوگندمى، تصوير كردهاند! و از اين گونه لاطائلات و خرافات. [١]
آنچه از آيات قرآن، استفاده مىشود اين است كه نه اعتقاد به تعطيل صحيح است، و نه تشبيه، زيرا قرآن از يكسو مردم را به معرفت خداوند دعوت مىكند و در آيات زيادى به معرفى ذات و صفات او مىپردازد، اين نشان مىدهد كه معرفة اللَّه اجمالًا ممكن است و اعتقاد به تعطيل باطل.
و از سوى ديگر او را از هرگونه شبيه و مثل و مانند و نظير و همتا پاك و منزه مىشمرد؛ و اين دليل بر آن است كه تشبيه نيز غلط است.
بنابراين قول حق همان راه دقيق و ظريفى است كه در ميان اين دو قرار دارد و مىگويد: معرفت اجمالى خداوند نه تنها ممكن است بلكه لازم مىباشد، امّا معرفت تفصيلى يعنى پىبردن به كنه ذات و صفات او، و احاطه علمى به آنها غير ممكن است.
[١]. بحارالانوار، جلد ٣، صفحه ٢٨٩.