پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٩ - صفات فعل
عرصه هستى مىگذارد.
«بارِىءْ» از ماده «بُرْء» (بر وزن قُفْل) در اصل به معناى بهبودى يافتن از بيمارى يا رهايى از امور ناخوشايند است، سپس به معناى آفرينندهاى كه اشياء را بدون كم و كاست و كاملًا موزون ايجاد مىكند اطلاق شده.
بعضى آن را از ماده «بَرْى» (بر وزن برگ) به معناى تراشيدن چوب مىدانند، روشن است كه منظور از تراشيدن چوب صاف و موزون ساختن آن است، و اين مطلبى است كه درباره خالق حكيم كاملًا صدق مىكند، چون همه چيز را موزون مىآفريند.
بعضى نيز تصريح كردهاند كه بارىء به معناى كسى است كه اشياء را بدون سابقه و نمونه قبلى ايجاد كرده است «فالِق» از ماده «فَلْق» (بر وزن خلق) به معناى شكافتن چيزى و جدا كردن قسمتى از قسمت ديگر است، به كار رفتن اين تعبير در مورد رويانيدن گياهان به خاطر آن است كه به فرمان خدا پوسته بذرها و هستههاى گياهان با تمام استحكام و ضخامتى كه دارند شكافته مىشود و جوانه بسيار لطيف و ظريف از آن مخفيگاه بيرون مىآيد!
در حقيقت شكافته شدن دانه هاى گياهان به هنگام جوانه زدن يكى از حسّاسترين و در عين حال زيباترين لحظه وجود گياه است و درست شبيه لحظه تولد انسان از مادر است، اين لحظه حسّاس از عجائب قدرت خدا است، لحظه دگرگونى و تغيير شكل و گام نهادن از جهانى به جهانى ديگر، اين چه نيروئى است كه به جوانه فوقالعاده ظريف اين قدرت را مىبخشد كه ديوار