پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٠ - صفات فعل
محكم هسته و دانه را بشكافد، سرفراز و سربلند از آن بستر استراحت برخيزد، و از آن ظلمتكده رحم مادر خويش گام بيرون نهد و به جلوه گرى پردازد؟!
بَدِيْع از ماده «بَدْع» (بر وزن مَنْع) چنانكه قبلًا گفته شد در اصل به معناى ايجاد كردن چيزى است بدون هيچ سابقه قبلى، و لذا به چاهى كه تازه حفر شده «بديع» مىگويند، و كارها و سنّتهاى بىسابقه را بدعت مىنامند.
هنگامى كه اين واژه در مورد خداوند به كار رود به معناى ايجاد اشياء بدون نياز به آلات و مكان و زمان است، و اين تنها در مورد خداوند صادق است واژه بديع، صفت مشبّهه است كه دلالت بر ثبوت و دوام اين وصف براى آن ذات پاك دارد. [١]
«مصوّر» از ماده «صورت» به معناى نقش و هيئت چيزى است، كه جمع آن، «صُوَر» مىباشد، و آن بر دو گونه است: صورت محسوس مانند صورت انسان و حيوانات و موجودات مادى ديگر، و صورت معقول و آن تصوّرات عقلى و فكرى و مفاهيم مخصوص هر چيزى است.
واژه «مصوّر» به معناى صورتگر هنگامى كه در مورد خداوند به كار مىرود اشاره به صورتهايى است كه به موجودات مختلف جهان بخشيده ولى به عقيده بعضى از ارباب لغت، اين واژه در لغت عرب، به معناى دگرگون ساختن و متمايل نمودن است، و صورت به معناى شكل و هيئت از ريشه عبرى صوراه گرفته شده است.
[١]. مفردات، و لسان العرب، و التّحقيق، و مقاييس اللّغه (در مقاييس معناى ديگرى نيز براى آن ذكر شده و آن انقطاع و خستگى است).