پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٦ - ٢ ازلى و ابدى بودن او در روايات اسلامى
و عجب اينكه گاهى اين سؤالها در سخنان بعضى از فلاسفه غرب نيز مطرح شده كه نشان مىدهد تا چه حد در مباحث فلاسفه پياده هستند و ابتدايى فكر مىكنند.
برتر اندراسل فيلسوف معروف انگليسى در كتابش چرا مسيحى نيستم؟
چنين مىگويد: در جوانى به خداوند عقيده داشتم، و بهترين دليل بر آن را برهان علة العلل مىدانستم، و اينكه تمام آنچه را در جهان مىبينيم داراى علّتى است، و اگر زنجير علّتها را دنبال كنيم سرانجام به علّت نخستين مىرسيم كه او را خدا مىناميم.
ولى بعداً به كلى از اين عقيده برگشتم زيرا فكر كردم اگر هر چيز بايد علّت و آفرينندهاى داشته باشد پس خدا بايد علّت و آفريدگارى داشته باشد! [١]
ولى فكر نمىكنيم كسى كمترين آشنائى با مسائل فلسفى مربوط به مباحث خداشناسى و ماوراء طبيعت داشته باشد و در پاسخ اين سؤال درماند.
مطالب خيلى روشن است وقتى مىگوئيم هر چيزى خالق و آفريدگارى دار منظور هرچيز حادث و ممكن الوجود است پس اين قاعده كلى فقط در اشيائى صادق است كه قبلًا وجود نداشته و بعد حادث شده نه در مورد واجب الوجود كه از ازل بوده و تا ابد خواهد بود، يك وجود ابدى و ازلى نيازى به آفريننده ندارد تا بگوئيم آفريننده او كيست؟ او قائم به ذات خويش است او هرگز معدوم نبوده كه نياز به علّت وجودى داشته باشد.
[١]. برتراند راسل- در كتاب چرا مسيحى نيستم.