پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٠ - ٢ آيا اين امور با عدل الهى تضاد دارد؟
مىكنند در نظر بگيريم، چيزى است كه با عدل الهى در تضاد است، و راه حلّى براى آن نيست. [١]
و اما مسأله تفاوت مردم در مسأله فقر و غنا آن نيز از قبيل قضا و قدر مشروط الهى است، يعنى افراد يا ملتهاى سخت كوش، منظم، متحد معمولًا غنىترند، و افراد سست و ملتهاى تنبل و فاقد نظم و اتحاد فقيرتر، و نمونههاى عينى آن را در اجتماع خود، و در ميان ملل جهان مىبينيم و موارد استثنائى نمىتواند اين اصل كلى را به هم بزند.
آرى مواردى نيز وجود دارد كه فقر از خارج بر جمعيت يا فردى تحميل مىشود، و استعمار و استثمار از سوى گروهى سبب فقر گروهى ديگرى مىشود، اين نيز چيزى نيست كه مسأله عدل الهى را زير سؤال ببرد، شكّى نيست كه خداوند به انسان آزادى داده، چرا كه اگر نمىداد راه تكامل در تحت شرايط اجبارى پيمودنى نبود، و نيز شكّى نيست كه گروهى از اين آزادى سوء استفاده مىكنند كه البتّه خداوند عادل حكيم سرانجام حق مظلوم را از ظالم مىگيرد، ولى اگر سوء استفادهها سبب شود كه خداوند آزادى را به كلى از انسانها سلب كند قافله سير تكاملى انسان لنگ خواهد شد، و از سوى ديگر سوء استفاده بندگان از نعمت آزادى لطمهاى به عدالت پروردگار نمىزند. [٢]
[١]. براى توضيح كامل در مسأله قضا و قدر و سرنوشت كتاب انگيزه پيدايش مذاهب (صفحه ١٧ تا ٤١) و تفسير نمونه، جلد ٢٣، صفحه ٨٣.
[٢]. توضيح اين بحث به طور مشروح در تفسير پيام قرآن جلد دوم تفسير پيام قرآن، صفحه ٣٥٥ تا ٣٦٠ آمده است.