پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٧ - اين چشم ناب تماشاى جمال او ندارد
سپس مىافزايد «و او بخشنده (نعمت ها) و با خبر از دقايق امور و آگاه (از همه چيز) است»: وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبيْرُ
به اين ترتيب آيه فوق هرگونه امكان رؤيت را در مورد خداوند چه در اين جهان و چه در جهان ديگر نفى مىكند.
بديهى است منظور از نديدن چشم نديدن انسانها به وسيله چشم است، و نيز روشن است كه ذكر «ابصار» به صورت جمع به خاطر تعميم و فراگيرى است كه هرگونه چشم را با هر قدرت ديدى، شامل مىگردد.
امّا با تمام صراحتى كه اين آيه در اداى مقصود دارد تعجب از فخر رازى و همفكران او است كه اين آيه را دليل بر جواز رؤيت خداوند كه از پيش داورىهاى ذهنى آنها است مىدانند، و به تعبيرات واهى و مضحكى در اين زمينه متشبث شدهاند.
او در يكى از شخنانش ذيل آيه فوق چنين مىگويد:
اصحاب ما به اين آيه براى اثبات جواز رؤيت خداوند در روز قيامت از طرق متعدّدى استدلال كردهاند:
١. قرآن اين معنا را به عنوان مدح پروردگار مىگويد كه چشمها او را درك نمىكنند، و اين مدح در صورتى صحيح است كه امكان رؤيت داشته باشد زيرا مدح بر امر غير ممكن صحيح نيست!
و هنگام كه امكان رؤيت ثابت شد بايد قبول كرد كه حتماً هم چنين چيزى در قيامت رخ مىدهد! زيرا ما در اين مسأله دو قول بيشتر نداريم: قول كسانى كه