پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٩ - رحمت واسعه الهى در احاديث اسلامى
شفاعت در قرآن، بحثهاى گستردهاى دارد كه به طور جداگانه به خواست خدا در سلسله مباحث تفسير موضوعى مطرح خواهد شد [١] آنچه در اينجا در پى آن هستيم، انتخاب اين وصف به عنوان يكى از صفات الهى است.
به هر حال اطلاق واژه شفيع در مورد خداوند، مخصوصاً در قيامت، به خاطر آن است كه سلطه مطلقه، از آن او است، و هيچكس بدون اجازه و اذن او قادر بر انجام كارى نيست، حتّى شفاعت شفيعان همچون پيامبران و امامان و فرشتگان و مؤمنان راستين تنها با اجازه او ممكن است مَنْ ذَاالَّذى يَشْفَعُ عِنْدَهُ الّا باِذْنِهِ. [٢]
به همين دليل در آيه ٤٤ سوره زمر به پيامبرش خطا كرده مىفرمايد: قُلْ للَّهِ الشَّفاعَةُ جَمْيعاً لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْارْضِ: «بگو: تمام شفاعت تنها از آنِ خداست، (زيرا) حاكميّت آسمانها و زمين از آنِ اوست».
بنابراين چون اجازه شفاعت را خدا مىدهد، شفيع واقعى او است، گوئى خداوند نزد خود براى بندگانش شفاعت مىكند و اين بالاترين مرحله بزرگوارى است.
بعضى نيز گفتهاند اطلاق شفع (يا شفيع) بر خداوند به خاطر اين است كه همهجا در كنار بندگانش حاضر و ناظر است، چنانچه قرآن در آيه ٧ سوره مجادله مىفرمايد: ما يَكُوْنُ مِنْ نَجْوَى ثَلثَةٍ الّا هُوَ رابِعُهُمْ: «هيچ گاه سه نفر با
[١]. در تفسير نمونه جلد اول ذيل آيه ٤٨ سوره بقره صفحه ٢٢٣ به بعد بحث مشروحى در اين زمينه آمدهاست.
[٢]. سوره ٢٥٥، آيه بقره.