پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٦ - ١ مفهوم سميع و بصير در مورد خداوند
تمام دانشمندان اسلام، خداوند را به اوصاف سميع و بصير ستودهاند، و اين به خاطر آن است كه اين اوصاف كراراً در متن قرآن مجيد (چنانكه دانستيم) آمده است. ولى در تفسير آن در ميان آنها گفتگو است:
محققان بر اين عقيدهاند كه سميع و بصير بودن خداوند، چيزى جز علم و آگاهى او نسبت به اصوات و مبصرات يعنى موجودات ديدنى نيست. البتّه اين دو واژه از آنجا كه در آغاز براى قوه شنوائى و بينائى ما وضع شده، هميشه تداعى گوش و چشم را با خود دارد؛ ولى واضح است اين الفاظ هنگامى كه در مورد خداوند به كار مىروند، از مفاهيم جسمانى و آلات و ادوات، مجرّد و برهنه مىشوند؛ چرا كه ذات پاك او مافوق جسم و جسمانيّات است.
البتّه اين يك معناى مجازى نيست، و اگر هم آن را مجاز بناميم مجاز مافوق الحقيقه (بالاتر از معناى حقيقى) است. زيرا او چنان احاطه و آگاهى به اصوات و مناظر دارد، و چنان همه اين امور نزد او حاضراند كه از هرگونه شنوايى و بينائى برتر و بالاتر است، و لذا خداوند در دعاها به عنوان «اسْمَعُ السّامِعينَ» (از همه شنوندگان شنوندهتر) و «ابصر الناظرين» (از همه بينندگان بصيرتر) توصيف شده است. [١]
ولى در ميان جمعى از قدماى متكلمين اين عقيده وجود داشته كه اوصاف سميع و بصير غير از صفت علم است، اين عدّه ناچاراند صفت سميع و بصير را زائد بر ذات خدا بدانند، و قائل به تعدد اوصاف ازلى باشند كه اين نوع شرك
[١]. در دعائى كه ماه رجب در هر روز خوانده مىشود آمده است «يا اسمع السامعين و ابصر الناظرين و اسرع الحاسبين».