پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٤ - عدل الهى
لياقتها، و بالاخره عدالت به معناى تزكيه و پاكسازى.
و اگر گاهى به معناى شرك در قرآن مجيد به كار رفته است به خاطر آن است كه مشرك چيزى را عديل و همتاى خدا قرار مىدهد، در سوره انعام مىخوانيم:
ثُمَّ الَّذينَ كَفَروُا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُوْنَ: «امّا كافران براى پروردگار خود، همتا و شبيه قرار مى دهند» [١]
معناى دوم به گفته مقائيس اللّغه، اعوجاج كجى و به گفته بعضى ديگر از ارباب لغت به معناى ظلم است (يعنى عدل از الفاظى است كه دو معناى متضاد دارد، لذا به انحراف از يك مطلب، عدول گفته مىشود)
واژه «قسط» در اصل به معناى سهم و نصيب عادلانه است و به همين جهت گاه به معناى عدالت مىآيد، و آن در صورتى است كه نصيب عادلانه هر كس پرداخته شود، و گاه به معناى ظلم مىآيد و آن زمانى است كه نصيب عادلانه او گرفته شود، اوّلى معمولًا به صورت باب افعال به كار مىرود و لذا يكى از نامهاى خدا را مُقْسِط ذكر كردهاند، و دومى به صورت قِسْط (از ثلاثى مجرّد) لذا قاسِطْ به معناى ظالم است، قرآن مجيد مىفرمايد: وَ امَّا الْقاسِطُوْنَ فَكانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً:
«و امّا ستمكاران آتشگيره و هيزم دوزخند». [٢] و نيز در قرآن مىخوانيم: انَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ: «كه خدا عدالت پيشگان را دوست دارد». [٣]
ذكر اين نكته نيز لازم است كه قسط و عدل گاه به صورت جداگانه به كار
[١]. سوره انعام، آيه ١.
[٢]. سوره جن، آيه ١٥.
[٣]. سوره مائده، آيه ٤٢- لسان العرب- مفردات راغب، و مقائيس اللغه و مجمع البحرين.