پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩ - ٢ عدد اسماءِ الحسنى و تفسير آنها
٥١. «الغنى» كسى است كه نه احتياج به غير دارد، و نه نيازى به ابزار و ادوات.
٥٢. «الغياث» به معناى فريادرس است.
٥٣. «الفاطر» كسى است كه جهان را آفريده و ابداع كرده، پرده عدم را شكافته و به موجودات هستى بخشيده.
٥٤. «الفرد» كسى است كه در ربوبيت منحصر است، و ثانى براى او تصوّر نمىشود.
٥٥. «الفتّاح» به معناى حاكم و نيز به معناى گشاينده گره مشكلات است.
٥٦. «الفالق» از ماده فلق به معناى شكافتن است، دانهها و هستههاى گياهان را در دل زمين مىشكافد، و جنين را از شكم مادر بيرون مىفرستد، ظلمت شب را با نور سپيده صبح شكافته، و پرده عدم را با آفرينش موجودات پاره مىكند.
٥٧. «القديم» كسى است كه هميشه بوده بىآنكه آغاز و انجامى داشته باشد.
٥٨. «المَلِك» به معناى مالك حكومت و حاكم بر جهان هستى است.
٥٩. «القدوس» به معناى ظاهر و پاك از هرگونه آلودگى به نقائص است.
٦٠. «القوى» به معناى قدرتمند و نيرومند است، كه در انجام افعالش نياز به كمك ندارد.
٦١. «القريب» كسى است كه از همه به ما نزديكتر است، سخنان ما را مىشنود و دعاى ما را مستجاب مىكند.
٦٢. «القيّوم» كسى كه قائم به ذات خويش است، و همه موجودات به او قائمند.