پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٧ - ٢ دلايل عقلى بر مسأله عدل
دهيم.
ولى به هر حال اين پاسخ امام عليه السلام دليل بر اين است كه سخن راوى را «انَّ اساسَ الدِّينِ التَّوْحيدُ وَ الْعَدْلُ» تأييد فرموده است.
اميرمؤمنان على عليه السلام نيز در عبارت بسيار فشرده و پرمحتواى خود اين دو را در كنار هم قرار داده، و حقيقت توحيد و عدل را به طرز بسيار زيبائى شرح فرموده، آنجا كه مىفرمايد: «التَّوْحِيدُ: انْ لا تَتوهَّمَهُ، وَ الْعَدْلُ: أَنْ لا تَتَّهِمَهُ»: «توحيد آن است كه او را در وهم خويش نگنجانى- آنچه در وهم آيد محدود است و مخلوق و او بالاتر از آن است- و عدل آن است كه او را متّهم نسازى (و اعمال قبيحى كه از تو سرزده به او نسبت ندهى». [١]
٢. دلايل عقلى بر مسأله عدل
دانشمندان اسلامى عمدتاً اين مسأله را از بُعد عقلى، شاخهاى از مسأله حسن و قبح دانستهاند، و به همين دليل بايد در اينجا به سراغ آن مسأله رويم، و عصارهاى از آن را در اينجا بياوريم:
اشاعره- پيروان ابوالحسن اشعرى كه نامش على بن اسماعيل و از متكلّمان اواخر قرن سوّم و اوائل قرن چهارم هجرى است- حسن و قبح عقلى را به كلى منكر بودند، و مىگفتند: عقل ما به خودى خود قادر بر درك خوبى و بدى و
[١]. نهجالبلاغه، كلمات قصار، كلمه ٤٧٠.